دو قطبی سازی علیه ایران
تلاشهای تفرقهافکنانه دشمن القای فضای دوقطبی در حاکمیت و ادعای تشدید تنش میان دولت روحانی و برخی از نهادهای نظام پس از توافق هستهای به یکی از سوژههای اصلی رسانههای بیگانه و اتاقهای فکر دشمن تبدیل شده است. به گونهای که آنها از یک سو در تلاشند که نامتوازنسازی در نهادهای حاکمیتی را دنبال کنند و از سوی دیگر به دنبال همسو کردن برخی از افراد، جریانها و نهادهای نظام با سیاستهای کشورهای غربی هستند. رسانههای بیگانه پس از توافق هستهای، پروژه دوقطبیسازی در کشور را در دستور کار قرار دادند و با زدن برچسبهای تندرو و میانهرو به مسئولان و نهادهای مختلف تلاش میکنند، فضایی دوقطبی را در کشور ترسیم و وانمود کنند که توافق هستهای دستاوردی موفقیتآمیز برای میانهروهاست، آنگاه در این فضا از توافق هستهای به منزله مقدمهای برای آب شدن یخ روابط تهران ـ واشنگتن یاد میکنند و میگویند ایران برای به دست آوردن جایگاه درخور در جامعه بینالمللی باید به سمت غرب گرایش پیدا کند. اهداف دوقطبیسازی ۱ـ رویکرد رسانههای بیگانه برای القای شکاف پس از توافق هستهای در توصیف مسائل داخلی ایران بر مبنای مرزبندی جناحهای سیاسی، متأثر از در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری است. آنها تلاش میکنند با این مرزبندیها بر آرای رأیدهندگان در انتخابات اسفند ماه سال جاری تأثیر بگذارند؛ ۲ـ ایجاد فضای تنفسی برای حامیان آمریکا و رنگ باختن روحیات ضدآمریکایی در مردم ایران؛ ۳ـ بالا بردن هزینه نظام در تقابل با سیاستهای آمریکا و همچنین دفاع از منافع ملی؛ ۴ـ تلاش میشود که برخورد نیروهای امنیتی و مردم با مهرههای نفوذی سازمان سیا را نوعی تسویهحساب جناحی قلمداد کنند؛ ۵ـ فراهم کردن مسیر ورود کالاهای آمریکایی پس از برجام به داخل ایران؛ ۶ـ مخدوشسازی نفس مبارزه با نفوذ دشمن از دیگر اهداف بیگانگان است که به این منظور سعی میکنند هرگونه اقدام در مسیر مقابله با دشمن را در جهت منافع گروهی القا کنند؛ ۷ـ معرفی وطنفروشان به منزله کسانی که خیرخواه نظام هستند و مصالح کشور را در تصمیمگیریهایشان مد نظر قرار میدهند و القای اینکه همین موضوع زمینهساز پیشرفت نظام خواهد شد؛ ۸ـ تعمیم برجام از مسئله هستهای به مسائل بینالمللی، منطقهای، حقوق بشری و آزادی بیان و استفاده از برجام به مثابه پایهای برای تحقق اهداف سیاسی خود؛ ۹ـ ایجاد دودستگی در حاکمیت نظام برای اینکه در مسئولان خطای محاسباتی ایجاد کنند و تمرکزشان را بر فرصتها و یا احیاناً بر ضعفها و مشکلات نظام منحرف کنند؛ ۱۰ـ تطهیر فتنهگران و عوامل براندازی که در سالیان گذشته تمام تلاش خود را برای مقابله با نظام گذاشتند؛ ۱۱ـ ایجاد رقابت و درگیریهای ناسالم بین نهادهای حاکمیتی تا از این طریق اعتماد مردم به نظام کاهش یابد؛ این درگیریها در زمان مجلس ششم به نحو گستردهای و پیش از انتخابات مجلس هفتم وجود داشت و حتی با تحصنها و نامهپراکنیها علیه نهادهای نظام سبب نفوذ گسترده بیگانگان شده بود؛ ۱۲ـ جابهجایی و ترجیح اولویتهای دولت بر اولویت منافع ملی که طبق آن بیگانگان در تلاشند که توجه به منافع زودگذر و لحظهای به جای توجه به منافع ملی را تئوریسازی کنند. در این گزینه دشمن درصدد است به گونهای برای منافع برخی جناحها فضاسازی کند که این اشتباه برای مردم به وجود آید منافع و طرحهای کماثر و کمبازده دولت همان منافع ملی است. محورهای دوقطبیسازی ۱ـ رسانههای بیگانه در این مسیر نهادهای حامی نظام را جناح بازندهای توصیف میکنند که با از دست دادن موقعیت خود، به دنبال کسب منافع و تسلط بر قدرت هستند. ۲ـ بیگانگان ادعا میکنند، اصولگرایان برای بیرون کردن حریف به واکنشهای تند ضدآمریکایی و جلوگیری از اجرایی شدن وعدههای انتخاباتی دولت روحانی رو آوردهاند. ۳ـ یکی از شگردهای قابل توجه رسانههای بیگانه برای پیشبرد هدف خود مبنیبر تأثیرگذاری در انتخاباتها کاربرد این تاکتیک است که انتخاباتهای ایران را غیرمردمی توصیف کنند. ۴ـ معرفی گروهها و نهادهای انقلابی به منزله کسانی که ممکن است برجام را متوقف کنند، دیگر شگرد این رسانههاست؛ این شیوه تبلیغ آنها سبب خواهد شد به جای اینکه غرب و کشورهای اروپایی به دلیل بدقولی در رفع تحریمها به منزله برهمزنندگان برجام معرفی شوند، نهادهای انقلابی به منزله پلیس بد معرفی شده تا اینگونه با ایجاد دوگانگی سیاسی، هزینه حاکمیت برای دفاع عزتمندانه از منافع ملی افزایش یابد. ۵ـ رسانههای غربی درصددند که برجام را عامل مؤثری در انتخابات اسفند ماه معرفی کرده و هرگونه روشنگری و تبیین درست برجام را سنگاندازی انتخاباتی تلقی کنند. ۶ـ یکی از برنامههای خط تفرقه این است که به سازشکاران روحیه داده و آنها را حامی منافع ملی قلمداد کنند. چنانچه در ماههای گذشته همزمان با اوجگیری بحثهای پسابرجام، این رسانهها خائنان به کشور را حامی نظام معرفی کردهاند و درمقابل حامیان نظام را خائن لقب دادهاند. ۷ـ تلاش برای توسعه مذاکره با آمریکا به سایر حوزهها و عبور دیپلماتیک از حوزه برجام به سایر مسائل بینالمللی و تهی کردن دستان ایران در مقابل زیادهخواهیهای آمریکا؛ ۸ـ ایجاد حس انتظار درباره تغییر وضعیت اقتصادی ایران پس از برجام و بازکردن درب بازارهای ایران به سوی کالاهای مصرفی غرب؛ اینکه گفته میشود، «نیروهای انقلابی با اعمال تبعیض برضد کالاهای مصرفی آمریکایی به فضای سرمایهگذاری ایران آسیب میرسانند»، نمونهای از فضای ضدتبلور اقتصاد مقاومتی است که نیروهای انقلابی به نوعی عامل عقبگرد اقتصادی معرفی میشوند. ۹ـ القای این موضوع که نهادهایی به دلیل حفظ منافع خود علیه آمریکا تبلیغ میکنند. این در حالی است که نهادهای نظام با توجه به سابقه آمریکا در بدعهدی با ایران صرفاً هوشیاری بیشتر برای مقابله با توطئههای آمریکا را مطرح میکنند. ۱۰ـ اتاقهای فکر و رسانههای غربی به دنبال آن هستند که مردم را به این باور برسانند صبر و انتظار برای بهبود اوضاع اقتصادی بیفایده است و اینگونه القا میکنند که راه گریزی جز رویارویی سیاسی در سطح حاکمیت اعتراض آشوبهای اجتماعی وجود ندارد. ۱۱ـ در نتیجه در وضعیت پسابرجام که غرب تلاش میکند فضای داخلی کشور را مشوش و دگرگون کند، لازم است نهادهای نظام در جهت مصالح عمومی کشور، هماهنگ با تدابیر رهبری حرکت کنند تا نهتنها نظام به اهداف خود نائل شود؛ بلکه فرصت برای جهش دوباره کشور در همه حوزهها فراهم گردد.
در حوزه ارتباطات ایرانیان می نویسم .مطالب علمی ؛ارتباطات سایبر،ارتباطات سنتی و ارتباطات جمعی.به کمک دوستان و اساتید ارتباطات در این مسیر نیز نیازمندم.