ده  مقاله در باب سبک زندگی قسمت دوم

 صنعت فرهنگ يعني رسانه ها امروزه در دست مجموعه هايي از قدرتمندان حوزه نظامي، اقتصادي است كه توانسته اند رسانه هاي عظيمي را براي تداوم فعاليت هاي بين المللي نظامي و اقتصادي ايجاد كنند. در چنين وضعيتي صنعت فرهنگ علاوه بر تسلط بر انسان، اعتقاد به ذره اي كردن جامعه، كنترل افراد، تباه شدن تفكر و آگاهي انسان مي پردازد. جهان سرمايه داري كنوني در قالب رسانه و تراش دادن سبك زندگي «بازار، اقتصاد، سرگرمي و لذت» را در جهت تسلط بر انسان ها طراحي مي كند و توده ها را به سوي تفريح هاي مبتذل و منافي با شأن و منزلت انسان سوق مي دهد.توليدات اين صنايع مبتني بر نيازهاي واقعي انسان ها نيست، بلكه نيازهاي از پيش طراحي شده است و احساس به اين نيازهاي دروغين هر روز قوي تر مي شود. اين نياز كاذب از سوي كسي تقويت مي شود كه سلطه مالي و اقتصادي بر جامعه داشته و از قدرت تكنولوژي براي تسلط بر جامعه سود مي برد. توجيه اين نيازهاي دروغين تكنولوژيكي سبب توجيه چيرگي و تسلط خواهد شد. البته نفس صنعت و تكنولوژي در اين ويژگي مخرب نبوده و مي توان رسانه ها و صنايع را براي آگاهي و عرصه نيازهاي واقعي به استخدام گرفت، اما پيوند صنعت با سرمايه و اقتصاد و تفكر نظام سرمايه داري سبب اين وضعيت شده است. مثال راديو، تلويزيون و سينما نمونه بارزي است. اين صنايع مخاطبان را به نحوي اقتدارگرانه تابع و برده خودساخته اند و برنامه هاي يكساني براي افراد مختلف با نيازهاي گوناگون پخش مي كنند كه منجر به يكسان سازي فكر نيز مي شود.

ادامه نوشته

ده  مقاله در باب سبک زندگی قسمت اول

يكي از فعاليت هاي عمده سبك زندگي مبحث مصرف گرايي است كه اولويت اصلي را در معرفي اين زندگي دارد، اما اينكه دين خود عامل مصرف گرايي شود يكي از عجايبي است كه با دست كاري دين مهيا شده است.همزمان با پيدايش وسايل ارتباطي جمعي آوانجليسم كه تبليغ مسيحيت را سرلوحه كار خود قرار داده است در ساختار و محتواي تبليغات مذهبي خود تغييراتي را ايجاد كرده كه رنگ و بوي تبليغات تجاري به خود گرفته. امروزه، هم در تبليغات تجاري و هم در تبليغات آوانجليستي براي مشكلات اساسي و بزرگ زندگي بشر، راه حل هاي بسيار سهل و ساده اي پيشنهاد مي شود. پيام هايي كه مردم از رسانه ها دريافت مي كنند از آنان مي خواهند با خريدن يك كالا يا با دادن پاسخ مثبت به عيسي مسيح(ع) زندگي خود را دگرگون كرده و به خوشبختي دست پيدا كنند.عصر مصرف گرايي نه تنها بر تجارتگاه تأثيرگذار بوده، بلكه فرهنگ ديني را نيز به عنوان نوعي كالا مورد تبليغ قرار داده است و به دنبال مصر ف كنندگان است. در حقيقت، ميان «تبليغات تجاري» و «تبليغات مسيحي» مي توان همپوشاني هاي زيادي را جست وجو كرد. به عقيده «يالي» تبليغات را از آن جهت مي توان با مذهب مقايسه كرد كه تبليغات تجاري به ما كمك مي كند تا دنياي اطراف مان را درك كرده و جايگاه خود را در اين دنيا بشناسيم. اين كاركرد تبليغات تجاري از طريق يكپارچه ساختن افراد با اشيا، آن هم در درون فضايي سحرآميز و ماوراء الطبيعي انجام مي پذيرد.

ادامه نوشته

وزیر ارشاد کدام قاب را نگاه می کند؟

يکي از اقدامات نمادين وزيرارشاد دولت يازدهم که انتشار خبر آن با سوالات و ابهامات مختلفي در افواه عمومي مواجه گرديد نصب قاب عکس عطاالله مهاجراني وزير اسبق وزارت فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات در ساختمان اين وزارت خانه بود. يکي از سوالات آن بود که وقتي وزير ارشاد هر روز اين قاب را مي‌بيند چه تصويري در ذهنش قاب مي‌بندد!؟ آيا او از سرنوشتي که براي مهاجراني بعد از اقدامات ساختارشکنانه و افراطي دوران وزارتش رقم خورد، درس‌ها خواهد گرفت و به اين نتيجه خواهد ‌رسيد که دوره وزارت نيز سر خواهد آمد و چيزي که در نزد اذهان عمومي ملت ايران به يادگار خواهد ماند عملکرد درست و تلاشي است که براي احيا ارزشهاي اسلامي – ايراني صورت گرفته است؟

و يا آنکه وزير محترم دولت اعتدال مي‌خواهد با احياء تصوير وزير ارشاد اسبق دولت اصلاحات ديدگاه‌ها و سياستهاي فرهنگي او و دوستانش را بار ديگر احيا کند؟!
حال بدون هرگونه موضع گيري در مورد صحت و سقم اين دو احتمال، نگاهي به عملکرد 4 ماهه آقاي جنتي  نشان مي‌دهد که وي هر روز صبح تصوير وزير بدعاقبت دولت اصلاحات را با چه نگاهي مي‌بيند. وي در ماههاي گذشته چند موضوع حساس را براي تابوشکني در عرصه فرهنگ مطرح کرده است که در ذيل به برخي از آنها اشاره مي شود:
1-    مساله مميزي: وزير ارشاد در اولين موضع‌گيري خود خواهان حذف و شکستن اين سد در برابر آزادي بيان شد! عدم توجه وزير ارشاد به قوانين و تدابير بالادستي سبب شد که برخي از مسئولين امر نسبت به اين ديدگاه به آقاي وزير تذکر بدهند. آقاي جنتي وقتي در جريان اين قوانين قرار گرفت و ديدگاههاي منتقدين را شنيد، پس از مدت کوتاهي از حرف خود به صورت نظري تجديد نظر کرد، ولي متاسفانه به صورت عملي به آن پايبند ماند و حاصل آن اجازه نشري بود که به کتاب‌هاي منتظري، جلايي پور و برخي ديگر از کتابهاي ممنوعه اعطا شد. همچنين اجازه داد که انتشاراتي معلومالحال دوباره رفع پلمپ شود!
2-    خوانندگي زنان: يکي از مباحثي که توسط وزير ارشاد مطرح گرديد، مساله تک خواني زنان بود. آقاي جنتي براين باور بود که مراجع تقليد نسبت به تک خواني خوانندگان زنان در عرصه موسيقي نظر واحدي ندارند. وي با اين ديدگاه در صدد بر آمد که مسير تک خواني زنان خواننده را فراهم کند. اين ديدگاه البته با استقبال و خشنودي خوانندگان ضدانقلاب مواجه گرديد و از ديگر سو با مخالفت و اعتراض روحانيت و مراجع عظام تقليد مواجه گرديد که البته وزير محترم ديدگاه خود را در اين عرصه اصلاح نکرد!
3-    ترويج فيس بوک: شبکه‌هاي اجتماعي بيگانه يکي ديگر از مسائلي است که وزير ارشاد علاقمند است که آن را ترويج و به فضاي عمومي جامعه ايران وارد نمايد. در تحليل محتواي سخنان وزير ارشاد درباره رسانه‌ها، يکي از بيشترين حساسيت‌هاي وي در مورد شبکه هاي اجتماعي و فيس بوک بوده است. اين در حالي است که منع صريح مراجع عظام تقليد درباره ورود به محيط‌هاي فساد آلود، حکايت از ممنوعيت شرعي براي ورود به شبکه‌هاي اجتماعي چون فيس بوک دارد. همچنين بازديد از صفحات فيسبوک مطابق با قوانين جمهوري اسلامي با ممنوعيت‌هايي روبروست که همين امر موجب فيلتر شدن آن در فضاي مجازي شده است.
شايان ذکر است که افراد صاحب نظر و حتي منابع غربي بارها اعلام کرده‌اند که شبکه‌هاي اجتماعي خارجي همچون فيس بوک و توئيتر، ابزارهايي آمريکايي براي ترويج سبک زندگي غربي و انجام اعمال جاسوسي هستند که نسبت به استفاده گستردهازآنبايد هوشيار بود. اين شبکه اجتماعي در فتنه 88 بيشترين دستور از اوباما را براي براندازي دريافت کرد و اوباما در کنگره و سناي آمريکا در مورد عملکرد تاثيرگذار اين شبکه ها در فتنه 88 به تعداد کليک و لايک‌هاي ثبت شده درآن استناد کرد.
کارت زرد داده شده مجلس شوراي اسلامي به آقاي جنتي به جهت همسويي وي با مسيري است که امثال مهاجراني آغازگر آن بوده‌اند، تا هشداري باشد براي ايشان و همکارانشان که هر چه زودتر از اين مسير خود را جدا کنند. لذا از وزير محترم ارشاد دولت يازدهم - که از يک خاندان بزرگ انقلابي و مذهبي برخاسته است و سابقه فعاليت در نهادهاي انقلابي را نيز داراست - انتظار مي‌رود که طبق همين الگو انقلابي و اسلامي عمل کند و به تصوير مهاجراني به مثابه نماد عبرت بنگرد!

تکنیک رسانه ای "ملاله و ملکه"

حرکتهای ضد بشری گروهک تروریستی طالبان،القاعده و اخیرا النصره صرفا به کار غرب و مسلمان ستیزها می آید که این صورتک نتراشیده و هراسناک را برچهره زیبای اسلام بزنند و آن را باسلام نام گذاری کنند و داستان ملاله نیز در تکمیل کار طالبان است که از چند جهت به آمریکا سود می رساند.ملاله یوسف زی دختر جوانی است که در دفاع از حق آموزش توسط طالبان مورد هدف گلوله قرار گرفت.او که به مدرسه می رفت گزارش‌هایی از زندگی مردم منطقه، بویژه زنان و دختران، را در وبلاگ خود منتشر می‌کرد.  طالبان هم که از رفتار او عصبانی بود اینکه ملاله در روز ۹ اکتبر ۲۰۱۲ در منطقه دره سوات در شمال غرب پاکستان و هنگامی که از مدرسه به خانه باز می‌گشت هدف تیراندازی قرار گرفت و در اثر اصابت گلوله زخمی شد. او  از آن زمان به عنولن یکی از ابعاد رسانه حمایت غرب از آزادی زنان در جهان اسلام مطرح شده است و به عنوان مطرح ترین دختر سیاسی جهان روز به روز در حال ارتقاء سیاسی است. او اکنون به چهره ای نام آشنا در عرصه فعالیت های حقوق بشر و حقوق زنان شده است، بیشترین بلاش برای پرورش رسانه ای ملاله از سوی دستگاه حاکمیتی آمریکا و بریتانیا دیده شده به گونه ای که وی در روز  ۲۶ مهر۹۲ در کاخ باکینگهام با ملکه بریتانیا دیدار کرد .ملاله هفته گذشته آن نیز با حضور در کاخ سفید با رییس جمهور آمریکا و خانواده اش دیدار کرد. 


اقدامات رسانه ای که برای مطرح شدن ملاله به عنوان یک دختر حامی حقوق بشر صورت گرفته است به شرح ذیل است:

۱- دیدار ملکه و ملاله :در روز ۲۶ مهر۹۲ در کاخ باکینگهام با ملکه بریتانیا دیدار کرد .

۲- دیدار ملاله و اوباما: ملاله در روز ۲۰ مهر ۱۳۹۲  نیز با حضور در کاخ سفید با رییس جمهور آمریکا و خانواده اش دیدار کرد.

۳- سخنرانی در سازمان ملل متحد: ملاله در ۲۱ تیر ۱۳۹۲ (۱۲ ژوئیه ۲۰۱۳) با حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک

۴-اعلام "روز ملاله" :سازمان ملل دوازدهم ژوئیه، شانزدهمین سالروز تولد ملاله یوسف‌زی را "روز ملاله" نام‌گذاری کرده است . گوردون براون، نخست‌وزیر سابق بریتانیا و نماینده سازمان ملل در بخش آموزش و پرورش که "روز ملاله" را سازمان‌دهی کرده است، در این مراسم گفت: «این دختر نحیفی که شدیداً زخمی شده بود، حالا نماد نیرومندی شده است».

۵- دریافت جایزه ساخارف:ملاله در تاریخ ۱۰ اکتبر ۲۰۱۳ (۱۸ مهر ۱۳۹۲) جایزه آزادی اندیشه پارلمان اروپا موسوم به جایزه ساخاروف را دریافت کرد.

۶- معرفی به عنوان دومین شخصیت جهانی: مجلهٔ تایمز او را پس از باراک اوباما دومین شخصیت جهان در سال ۲۰۱۲ نامید.

۷-اهداءکمک مالی:«آنجلینا جولی» ستاره سینما مبلغ ۲۰۰ هزار دلار برای تحصیلات ۴۰ دختر به «صندوق ملاله» اعطا کرد.

۸- ساخت مستند:«دیوید گاگنهیم»، کارگردان فیلم «در انتظار سوپرمن»، مستند سینمایی «ملاله یوسف‌زی» را - دختر نوجوانی که در دفاع از حق آموزش توسط طالبان هدف گلوله قرار گرفت- می‌سازد.تهیه‌کنندگان مستند «ملاله» اعلام کرده‌اند که تصمیم دارند تا این مستند را برای اواخر سال 2014 میلادی آماده نمایش کنند.

۹-بالاتر از روحانی :چه کسی بیشترین تلاش‌ها در سال 2013 میلادی برای برقراری صلح انجام داد؟ تحریریه گاردین نامزدهای مورد نظر خود را برای بررسی از سوی کمیته انتخاب برنده جایزه صلح نوبل از جمله ملاله یوسف زی و حسن روحانی انتخاب کرده است. اما رای ملاله از همه بیشتر است.

۱۰- انتشار کتاب:یادداشت‌های روزانه‌"ملاله یوسف‌زی" در وب‌سایت بی.بی.سی به عنوان کتاب چاپ شده و این کتاب از فروش بسیار بالایی برخوردار است.


پیامهای طرفداری از ملاله برای دختران جهان اسلام و دختران غرب:

۱- معرفی اسلام به اسلام طالبان و برجسته کردن مخالفت آن با حقوق اولیه انسانی برای زنان .آمریکا و انگلیس در معرفی اسلام صرفا طالبان را که یک گروهک ساخته دست غرب است را به عنوان اسلام و اسلام گرایی معرفی می کنند .۲-معرفی زنان در جهان اسلام  به عنوان کسانی که حقشان با اسلحه و خشونت ضایع شده است.زنانی که فقط حق کلف شدن  را دارند می تواند امریکا و غرب را در پیگیری خط فیمنیسم موفق کند.۳-معرفی زن در اسلام به عنوان یک موجود بدون شعور و معرفی یک نماد رسانه ای زن مدرن. زن مدرن تنها در استفاده ابزاری از آن به در کالا یا خدمات تعریف می شود و این کالای قابل سوداگری با بازی رسانه ای با ملاله افزایش می یابد.۴- معرفی غرب به عنوان نماد حامی زن.حمایت غرب از زنان آنهم در جهان اسلام صرفا یک روش و بستری برای ترویج فرهنگ فساد و فحشا است ۵- استفاده از شخصیت ملاله برای تکمیل پروژه اسلام هراسی غرب.۶ در این تکنیک رسانه ای از فن دیپلماسی عمومی برای برتری وجهه غرب در مقابل اسلام نیز استفاده شده است.

حال سوال این است آیا آنها نگران از آموزش در جهان اسلام هستند.آیا نمی دانند که در بیش از ۳۰درصد مدارس سوریه امکان درس خواندن و جود ندارد و جبهه النصره مورد حمایتشان این اختیار را به کسی نمی دهند که کلاس برگزار کند ؟آیا نمی دانند که در افغانستان وضعیت تحصیل از گذشته دردناک تر است؟

تکنیک ملاله و ملکه به دنبال این است که ملکه هایی در جهان اسلام پرورش بدهند که صرفا منافع غرب را دنبال کنند و به خاطر همین است که ملکه انگلیس این دختر جوان را اینگونه مطرح می کند.

 

اطلاعيه‌ عجيب وپیشنهاد غریب

فرهاد مهدوی: صبح وقتي کارمندان به اداره رسيدند متوجه اطلاعيه‌اي عجيب شدند. «کسي که مانع پيشرفت شما بود امروز فوت کرد.» همه مبهوت بودند که اين عامل مرموز که مانع پيشرفت ما بود کيست؟ هر فردي تلقي‌اي در مورد مانع پيشرفت خود داشت؛ اما سعي کرد رأس ساعت مقرر در سالن آمفي‌تئاتر براي وداع با اين همکار بدعاقبت حضور يابد. رأس ساعت در جلسه وداع غم‌انگيز، مدير عامل يکي يکي همکاران را فراخواند که براي لحظاتي در کنار تابوت قرار بگيرند و پارچه روي آن را بردارند و با او وداع کنند، کارمندان آمدند که با وي وداع کنند، اما کسي در درون تابوت نبود جز خودشان! چراکه آينه‌اي در درون آن نهاده شده بود.
همزمان با روي کار آمدن دولت يازدهم، گروه‌ها و افرادي که دل خوشي نسبت به تعامل دولت با مجموعه‌هاي انقلابي و سيستم حاکميتي نداشتند فعاليت‌هايي را براي جلوگيري از اين تعامل آغاز کردند، از جمله:
۱ـ مانع نشان دادن مجموعه‌هاي رسانه‌اي قدرتمندي مانند صداوسيما و خبرگزاري‌ها و روزنامه‌ها، شبکه‌هاي مذهبي و ديني اثرگذاري مانند ائمه جماعات، مساجد، تکايا و حسينيه‌ها، گروه‌هاي مردمي فراگير و فدايي انقلاب مانند بسيجيان و مردم متدين، نيروهاي کارآمد و آزمون پس‌داده‌اي مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و قواي مقننه و قضائيه... در برابر خدمت دولت يازدهم به مردم.
۲ـ پيشنهاد و فشار به دولت براي مقابله با کساني که مخالف به‌کارگيري عناصر و افرادي در دولت هستند که در مقابل نظام کوتاه نيامده‌اند. متأسفانه اين گروه تا حدودي حرف خودش را تثبيت و اجرايي کرده است.
۳ـ دور زدن صداوسيما و نهادهاي فرهنگي ـ مذهبي با طرح درخواست ايجاد شبکه ماهواره‌اي، ترويج استفاده از شبکه‌هاي اجتماعي مجازي و همچنين عبور از قوانين نشر.
۴ـ به تکاپو انداختن دشمن تا هرگونه سخن نوشته و يا موضع‌گيري‌هاي اين طيف را به حساب مقابله با نظام بگذارند و به اين ترتيب دولت با اصطکاک در حوزه اجرا نيز مواجه شود.
۵ـ به‌کارگيري افراد نامعتدل در پست‌هاي سياسي و فرهنگي که به دور از شعار اعتدال است و تصوير سوئي در اذهان جامعه ايجاد مي‌کند که به نظر مي‌رسد دولت بايد آيينه‌اي را جست‌وجو کند و عيب خود را بيابد و بيش از آنکه ديگران را متهم به سنگ‌اندازي و چوب‌گذاري روي ريل دولت کند به اقدامات ايجابي و اصلاحي در به‌کارگيري افراد روي آورد.
سابقه تاريخ انقلاب نشان داده است که نهادهاي انقلابي همواره همراه دولت بوده‌اند چراکه تقويت دولت، تقويت انقلاب اسلامي بوده و باعث نااميدي دشمنان و افزايش قدرت نظام مقدس جمهوري اسلامي است. دولت خود مي‌داند که سپاه، بسيج، صداوسيما، مساجد و کانون‌هاي مذهبي همچون حوزه‌ها به‌عنوان سرمايه‌هاي نظام مي‌توانند او را در رسيدن به اهدافش کمک کنند ولي آنان که به دنبال سدسازي در نظام هستند هرگز نمي‌توانند به اين خواسته خود برسند، زيرا تجربه انقلاب نشان داده است که کساني که با اعتماد به نفس، توکل به خداوند و تبعيت از ولايت با مسائل مواجه شده‌اند نه تنها در کارهاي‌شان موفق بوده‌اند،که خداوند به  تلاش آنان برکت عطا کرده است.
اکنون از دولت انتظار مي‌رود که برخلاف روند معمول رسانه‌هاي بيگانه که با تز مخالف‌کوبي، دولت را به درگيرسازي با نهادها سوق مي‌دهند از اين مجموعه‌ها بخواهد که فقط کار کنند و بيش از اين انديشه افتراق و انشقاق توليد نکنند. در نهايت چيزي که از دولت مي‌ماند عمل است نه کلمات، زيرا کلمات حباب آب اند و اعمال قطره طلا. اکنون دولت بايد در عمل با حل مشکلات مردم بر طبق اولويت‌هاي اعلام شده اين فضاسازي‌هاي تنش‌آفرين را کاهش دهد.