نحوه تبليغات رسانه هاي غربي در مورد عمليات تروريستي نروژ
در ابتدا باید بگویم من مانند غالب اروپاییان یک مسیحی هستم و به واسطهشناختی که از سیاستهای رسانهای غرب دارم خیلی متعجب نشدم از اینکه در مورد حملهای که چند روز پیش در نروژ صورت گرفته، یک انحراف زبانی سراسر فضای رسانهای را احاطه کرده است.
ماجرا از این قرار است که رسانههای غربی به طور گسترده از به کار بردن واژه تروریست برای عامل این حمله تروریستی که توسط پلیس دستگیر شده و هم اکنون در بازداشت است خودداری میکنند. این تروریست، آندرس برینگ برویک نام دارد و از قضا مردی چشم آبی با موهای طلایی است. این جالب است که واژه «حمله تروریستی» برای اطلاق به این رویداد، در تمامی تیترهای رسانههای عمده کشورهای ما (کشورهای غربی) غایب است. (نگاهی بیاندازید به تیتر رسانههای همچون واشنگتن پست، نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال)
آیا کسی میتواند یک ذره شک داشته باشد که اگر این عمل وحشیانه علیه شهروندان غیر نظامی را یک فرد مسلمان مو مشکی و چشم تیره، انجام داده بود در بوق و کرنا نمیشد که این عمل یک «حمله تروریستی» است؟ همانطور که گلن گرین والد از روزنامه نگاران منتقد مینویسد: «این تناقض و آشفته گویی بسیار آشکار است زیرا در رسانههای آمریکایی و گفتمان سیاسی غالب در آمریکا، تروریسم به طور ساده این گونه معنا میدهد که حمله تروریستی توسط افراد مسلمان که از غرب و غربیان متنفرند صورت میگیرد. آنها میگویند البته کسی که مثل ماست (چشم آبی و مو بور است) و به خدایی که ما قبول داریم اعتقاد دارد (با نیشخند!) هم ممکن است که این عمل را مرتکب شوند ولی این اتفاق وقتی میافتد که از آنها سوء استفاده شده باشد. مسیحیها در قالب«تعریف تروریسم»نمیگنجند مگر اینکه تحت فشار و یا اجبار به این کار وادار شده باشند. مسالهٔ تروریسم منحصرا از آنِ مسلمانهاست.»
اینها همه جملاتی است که این روزها از هر رسانه و هر نخبه سیاسی شنیده میشود. مسیحیان در این گونه تعاریف مفهومی از واژگان نمیگنجند و اگر کشتاری هم به راه بیندازند «افراط گرا» خوانده میشوند. این واژه «افراط گرا» در اطلاق به عامل این رویداد در رسانههای غربی در حال گسترش است.
این گزینشی برخورد کردن رسانهها و نخبههای سیاسی با واژه تروریسم به منظور تحکیم و گسترش ترس مردم از مسلمانان است تا از این طریق بتوانند یک حمایت و اطمینان قلبی از طرف مردم برای جنگهای بیپایان آنها در مقابل آنچه آنها تروریسم میخوانند، فراهم کنند و این مسئله واقعا تاسف آور است.
این روزها، واژه «تروریست» در رسانههای غربی بسیار سیاسی و دستکاری شده است. به طوری که این واژه به دلیل استفادهای که این روزها از آن شده از معنا تهی گشته است. آیا این منصفانه است که به نیروهای مردمی مقاومت، که علیه نیروهای نظامی اشغالگر اسراییلی از خود دفاع میکنند برچسب تروریست زده شود وقتی در مقابل، از به کار بردن واژه تروریست برای کسی اجتناب میکنند که موبور، سفید پوست و غیر مسلمان است و با یک نارضایتی سیاسی آشکار اقدام به رگبار بستن نزدیک به صد نفر شهروند که اکثر آنها بچه بودند، کرده است؟ من مطمئن نیستم که این سوال واقعا نیازی به پاسخ داشته باشد.
در حوزه ارتباطات ایرانیان می نویسم .مطالب علمی ؛ارتباطات سایبر،ارتباطات سنتی و ارتباطات جمعی.به کمک دوستان و اساتید ارتباطات در این مسیر نیز نیازمندم.