جنبش 6 آگوست محرومان در انگلستان واقعيتي بود كه فهم ما را از رسانه و دموكراسي تغيير داد و تمام مردم جهان به درك اين حقيقت نائل آمدند كه واقعيت هاي كشورهاي ليبرال دموكراسي آنچه كه تاكنون رسانه ها گفته اند و نشان داده اند نبوده است، آن واقعيت ها از 6 آگوست با يك خيزش عمومي به ناچار راه خود را به رسانه ها باز و وجود خود را هويدا كرد. توفان سركش مردمي در انگلستان با چنان موجي بر سازمان هاي رسانه اي غرب فرود آمد كه آنها ناچار شدند اعتراف كنند كه در غرب مردم گرسنه، غارتگر و بيكار از تعداد انگشتان يك دست فراتر هستند، آنها ناچار شدند اعتراف كنند كه تبعيض نژادي در غرب هنوز پس از چندين دهه مشكل اساسي غرب است، رسانه ها ناچار شدند با صداي بلند، فرياد عدم اعتقاد خود به آزادي بيان را به همگان نشان دهند كه دير يا زود اين رسانه ها مجبور شدند پا را از واقعيت هاي مجازي به واقعيت هاي حقيقي بگذارند و مشكلات غرب را نيز مانند سومالي پوشش بدهند و بگويند در داخل انگلستان كه جشن ماه عسل وليعهد كه شش ماه با بسيج همه رسانه ها و سازمان ها صورت مي گيرد يك سومالي گرسنه اي در درون خود دارد كه با زور سرنيزه جرئت عرض اندام ندارد!
به هر حال، خيزش هاي اروپايي همانگونه كه رهبر معظم انقلاب وعده آن را داده بود، در حال شكل گيري است و اگر مانند تونس و مصر نتوانند به سرانجامي برسند حداقل دستاورد آن اعتراف به سيستم هاي ناسالم سياسي، اجتماعي و اقتصادي در غرب و آغاز فروپاشي ليبراليسم است.
خيزش مردم انگلستان اگر چه با مدد مشت آهنين و طنين امپراتوري رسانه اي غرب ساكت شده است، اما در ذات خود دستاوردهاي رسانه اي نيز به دنبال داشت كه به آن مي پردازيم؛
1- واقعيت غرب: در ساليان گذشته رسانه هاي اندك و كم صداي كشورمان هر چه تلاش داشتند كه زندگي محقرانه مردم كشورهاي غربي را به تصوير بكشند، اين امكان فراهم نمي شد، نمي توانستيم صداي خود را نه به بيرون از مرزها كه حتي در خيابان هاي جنبي مركز رسانه ملي برسانيم. نمي توانستيم تصاوير درستي از زندگي مردم فلاكت زده غرب را به نمايش بگذاريم، تا مردم با ديدن آن باور كنند كه غرب بهشت ترسيم شده رسانه هاي غربي نيست. آنهايي كه در سال هاي گذشته مشتري پر و پا قرص بي بي سي و صداي آمريكا شده اند، شايد در لابه لاي غارتگر خوانده شدن مردم انگليس و حمله وحشيانه پليس به آنان و منازل معترضان حداقل تصويري در زمينه ذهني آنان شكل گرفته باشد كه در يك هفته اخير، آنچه ديده اند با آنچه كه در ساليان گذشته از زندگي رويايي غرب شنيده اند متفاوت است. اگر امروز كسي نمي خواهد باور كند همه پرده هاي زندگي رويايي غرب فرو افتاده، تقصير ما نيست. بايد چشم هايش را شسته تا جور ديگر بي بي سي را ببيند! بي بي سي در مطلبي با عنوان «ناآرامي هاي بريتانيا، چه چيزي مردم را به غارتگري مي كشاند؟» نوشت: تماشاي تصاوير دزدي هاي بي شرمانه و وارد كرد خسارت غيرموجه به ساختمان ها و خودروها طي چند شب ناآرامي، اين كشور را در بهت فروبرده است. لندن و چند شهر ديگر بريتانيا اين هفته شاهد صحنه هايي استثنايي از آتش زدن ساختمان ها و درگيري هاي خياباني بود.
بسياري از كساني كه در غارت شبانه مغازه هاي لوازم الكتريكي، لوازم ورزشي شركت كرده بودند، حتي با اجناس دزدي در مقابل دوربين ها ژست گرفتند و عكس غنايم خود را در شبكه هاي اجتماعي منتشر كردند، پروفسور «پيتز» در مورد تحليل اين وقايع به بي بي سي مي گويد: اكثر كساني كه در وقايع اين هفته دست به غارت زدند در محله هاي فقيرنشين زندگي مي كنند و شغلي ندارند، خشمگين و مأيوس هستند. وي كه از مشاوران مقامات محلي در چندين ناحيه لندن است، مي گويد: «چپاول» مردم بي قدرت را ناگهان قدرتمند مي كند و اين تأثيري بسيار «سكرآور و شعف انگيز» است. بي بي سي همچنين در گزارش ديگري اذعان مي دارد: يكشنبه شب، گروه هاي تبهكار در لندن دست به غارت مغازه ها زدند.
بي بي سي با انتشار اين گونه اخبار به دنبال آن بود كه نا آرامي هاي لندن را به طبقه اي فقير و محروم منتسب كند و اين دقيقاً همان گفته اي است كه ما در ساليان گذشته گفته ايم كه اكثريت مردم گرسنه اند و پليس و تيم سياسي در خدمت اقليتي ثروتمند است.
بي بي سي هم چنين اعتراف كرده است كه اكثر افرادي كه در ناآرامي هاي چندين شهر لندن نقش داشته اند، افرادي هستند كه در محلات فقيرنشين زندگي مي كنند و شغلي ندارند و بيكار هستند. اين تصوير از فضاي اشتغال و رفاه بايد با تأمل بيشتري مورد توجه قرار بگيرد، زيرا تلويزيون فارسي بي بي سي همواره، تصويري اتو كشيده از جامعه به اصطلاح رفاه زده را در ساليان گذشته منعكس كرده است كه با واقعيت هاي فعلي فاصله دارد.
2- سانسور و تحريف رسانه اي: يكي از مهم ترين آموزه هاي جنبش 6 آگوست محرومان انگليس، همراهي و هماهنگي رسانه هاي غربي در سانسور اتفاقات لندن و شهرهاي پرآشوب انگليس و همچنين وارونه نمايي اين وقايع است. علي رغم اينكه در سايت هاي رسانه هاي فارسي زبان فردا، صداي آمريكا، راديو فرانسه در مورد بازتاب اين اتفافات چيزي به چشم نمي خورد، رسانه هاي انگليسي زبان كه در شهرهاي مختلف انگليس قابل دريافت بودند، با برچسب هاي غارتگر و آشوبگر به توصيف اين محرومان طغيان كرده پرداختند.
شبكه خبري فرانس 24 در گزارشي با اشاره به اينكه، اكنون آرامش به شهر لندن برگشته است، اعتراض در لندن را سرقت و غارت اموال مردم توصيف و تصريح كرد: مردم در حال كمك به پليس هستند.
تلويزيون «الجزيره» نيز همسو با ديگر رسانه هاي حامي غربي حوادث جاري در لندن را راهزني مي داند و گزارشي از همكاري مردم جارو به دست پخش مي كند كه براي كمك به بازسازي دوباره شهر وارد عمل شده اند. شبكه «CNN» نيز رويكردي شبيه به ديگر رسانه هاي غربي دارد و اوضاع جاري در لندن را غارت اين شهر توسط اشرار معرفي مي كند. اين شبكه با تبليغ توان نيروي پليس، سعي در ترساندن معترضان دارد و تلاش مي كند تا اين بحران را مختص مهاجران بداند.
تلويزيون «يورونيوز» هم خبر بحران لندن را نوعي غارت عمومي نشان مي دهد كه مهاجران آسيايي و آفريقايي آن را ساماندهي كرده اند.
شبكه خبري العربيه نيز در گزارشي، گسترش اعتراضات در انگليس را ناشي از آشوبگري تعدادي نوجوان انگليسي جلوه داد كه بدون درخواست معين اغتشاش مي كنند.
راديو رژيم صهيونيستي معترضان را آشوبگر خواند و گفت: آشوبگران به غارت مغازه ها دست زده اند و آشكارا كالاهاي به سرقت رفته را در معرض فروش مي گذارند.
همراهي و هماهنگي كامل امپراتوري غرب در كنترل بحران اجتماعي و سياسي انگليس قبلاً در بحران هاي ديگر كشورهاي اروپايي چون؛ يونان، فرانسه، اسپانيا و ايتاليا نيز بارها مشاهده شده، است و اين رسانه ها در يك دستورالعمل نوشته شده هنگام بحران در هر كشور غربي يك گونه عمل مي كنند؛ اشاعه و انتشار انباري از اطلاعات كه شنونده و بيننده نه تنها سرگردان مي شود، بلكه تنها راه اطلاع از واقعيت را استفاده از همين رسانه ها مي داند، اما همين رسانه ها در ناآرامي هاي هشت ماه پس از انتخابات رياست جمهوري در ايران، به گونه اي ديگر اخبار و تحولات ايران را پوشش مي دادند و از كاه هاي وبلاگ و فضاي مجازي، كوه هاي تظاهرات عليه نظام جمهوري اسلامي مي ساختند.
3- مقابله با شبكه هاي اجتماعي: ايجاد شبكه هاي اجتماعي در اينترنت با عنوان فيس بوك، توئيتر، ياهومسنجر اگر چه در ابتدا ممكن است با اهداف تجاري و يا جاسوسي راه اندازي شده باشند، اما عضويت ميليون ها كاربر در سرتاسر جهان در اين شبكه ها و همزماني ارتباط آنها با همديگر، فرصتي پديد آورده است كه كشورهاي غربي و سازمان هاي جاسوسي از اين ارتباط غيرهدفمند، به صورت هدفمند در راستاي اهداف خود بهره برداري كنند.
دو سال پيش همزمان با انتخابات 88 جنگ توئيتري در ايران كليد زده شد، اين جنگ كه سربازان آن تحت يك شبكه هماهنگ، با دروغ و نيرنگ، تحولات ايران را پوشش مي دادند و تحت يك فرماندهي سايبري در آمريكا فعاليت مي كردند و آن زمان علي رغم اينكه شبكه توئيتر نياز به تعميرات داشت، از كاخ سفيد و وزارت خارجه آمريكا دستور رسيد كه انجام تعميرات را به وقتي ديگر موكول كنند و جنگ توئيتري را در ايران شعله ور نگه دارند. همان زمان «كلينتون» در ديدار با «آوبگدور ليبرمن» وزيرخارجه رژيم صهيونيستي درخصوص اهميت استفاده از توئيتر عليه ايران، گفت: توئيتر ابزار مهمي است كه به معترضان ايراني به ويژه جوانان اجازه مي دهد در جريان حوادث اخير انتخابات رياست جمهوري با يكديگر در تماس باشند.
وي همچنين گفت: توئيتر بسيار مهم است و در زماني كه منابع اطلاعاتي ديگر وجود ندارد، اين شبكه، نقش مهمي در حفظ خطوط ارتباطي برعهده دارد و به افراد امكان مي دهد اطلاعات را مبادله كنند... اين حق اساسي مردم[ايران] است كه بتوانند با هم ارتباط برقرار كنند.
ايده حق ارتباط اگر چه آن زمان به صورت يك ادعا در مردم ايران بيان شده است اما در انگليس به گونه اي ديگر و عكس گفته گذشته شان عمل مي شود و مسئولان انگليسي و آمريكايي به دنبال مقابله با اين حق هستند. در خيزش محرومان انگليس، پليس «اسكاتلند يارد» اعلام كرد: شبكه هاي اجتماعي توئيتر، فيس بوك و بلك بري در انجام ناآرامي ها نقش مهمي را داشته اند.
گاردين مي نويسد: خرابكاران در لندن از طريق بلك بري با هم در تماسند و قرار تجمعات خود را مي گذارند. در ميان جوانان بريتانيايي تلفن هوشمند بلك بري بيش از هر گوشي ديگري محبوب است. برپايه تحقيقات «آف كام» يك سوم از جوانان و نوجوانان لندن از بلك بري استفاده مي كنند، پيام هاي كوتاه فرستاده شده از اين طريق مستقيماً در شبكه هاي اجتماعي مانند توئيتر منتشر مي شوند.
« ديويد كامرون» نخست وزير انگليس از فعاليت شبكه هاي اجتماعي از جمله فيس بوك و توئيتر به شدت ابراز نگراني كرده، خواستار نظارت بر فعاليت هاي شهروندان انگليسي از طريق اين شبكه هاي اجتماعي و جاسوسي از كاربران مظنون است.
دولت انگليس حتي تلاش مي كند، قانونگذاران اين كشور را متقاعد كند تا طرح محدوديت در استفاده از اينترنت، شبكه هاي اجتماعي و تلفن هاي همراه را تصويب كنند.
بي بي سي فارسي در تاريخ 11 آگوست (20 مرداد) در خبرهاي خود از احتمال ايجاد محدوديت در شبكه هاي اجتماعي توسط دولت انگليس براي كنترل كردن اعتراضات خبر داد.
در همين حال، اين شبكه هاي اجتماعي، در هماهنگي با دولت انگليس اقدام به دادن اطلاعات افراد استفاده كننده از اين شبكه ها، براي ايجاد ناآرامي در انگليس خبر دادند. شركت RIM به عنوان سازنده گوشي هاي بلك بري اعلام كرد كه در تحقيقات پليس لندن درباره نقش سرويس مسنجر رايگان اين شركت در تشديد آشوب و غارت در انگليس همكاري مي كند و هويت استفاده كنندگان از اين وسيله را به پليس گزارش مي دهد. حال با اين عملكرد دول غربي مي توان ادعاي آزادي بيان و حقوق بشر و دسترسي آسان به اينترنت و ... اين مزوران را باور كرد. واقعيت اين است كه اگر خيزش مردمي انگليس هيچ دستاوردي نداشته باشد، همين كه پرده از نقاب مزورانه دولتمردان انگليسي و غربي برداشت، بهترين دستاورد آشوب هاي لندن بود و قطعاً دولت مزور انگليس ديگر چون گذشته نمي تواند عليه ساير ملل و كشورها، ياوه گويي كرده و دم از حقوق بشر و ... بزند.