شكست رسانه اي آمريكا در برابر مخاطبان ايراني/فرهاد مهدوي
در ساليان گذشته مخاطب ايراني مورد طمع بسياري از كشورهاي جهان قرار گرفته است و بيگانگان سعي مي كنند تا به هر وسيله اي كه شده بر روي مردم ايران تاثير گذاشته و اهداف خود را در كشورمان به ثمر رسانند. مسير اوليه و آسان براي نيل به اين مقصود، راه اندازي رسانه ها در ايران است. نكته جالب امروز اين است كه حتي دولت ژاپن نيز قصد دارد يك شبكه تلويزيوني ماهواره اي به زبان فارسي براي ايرانيان راه اندازي كند. پيش از اين، دولت كانادا نيز يك برنامه تلويزيوني فارسي زبان با نام «نگين» راه اندازي كرده است، اما آمريكايي ها و انگليسي ها در اين راه پيشروترند و هزينه هاي زيادي در اين راه كرده و مي كنند، ولي دستاورد چنداني به دست نياورده اند. در اين نوشتار سعي شده است اقدامات آمريكا و دلايل آن مورد بررسي و واكاوي قرار گيرد.
در حالي كه تلويزيون صداي آمريكا با افت شديد مخاطب مواجه شده است و اكثر كاركنان و مجريان و تحليلگران آن در حال اخراج شدن هستند اين ذهنيت در ميان مسئولين آمريكايي قوت گرفته است كه صداي آمريكا در حال ايراني شدن و رفتار مطابق ميل ايرانيان است و به اين طريق اختلافاتي را با تيم جديد صداي آمريكا پيدا كرده اند كه در ريل گذشته به تخريب چهره ايران به زبان فارسي براي فارسي زبانان بپردازد.
اين تحكمات و زورآزمايي ميان خواسته هاي مخاطب ايراني و دستورهاي اتاق هاي جنگ رواني آمريكا سبب شده است كه تيم جديد صداي آمريكا به اين نتيجه برسد كه كار با وضعيت فعلي و برخي از ضد انقلابيون و تاكيد بر تكرار پيام هاي دروغ و تبليغات سياه ديگر كارآمد نيست.
اين وضعيت دشوار براي ساير رسانه هاي ضد ايراني كه به وسيله آمريكا عليه ايران راه اندازي شده است نيز به شدت مشاهده مي شود،اكنون راديو فردا و راديو زمانه شباهت بيشتري به كامنتهاي روزانه برخي از مخاطبين پيدا كرده است كه نه تنها تاثير خود را از دست داده اند بلكه مخاطبان آن هم به لحاظ كيفي و هم به لحاظ كمي دچار افت شديد شده اند.
شناخت مخاطب ايراني
مخاطب ايراني و شناخت آن يكي از مباحثي است كه به دنبال ناكامي رسانه هاي فتنه گر در جذب مخاطب ايراني و تأثيرگذاري بر آن مورد توجه اعضاي كنگره آمريكا قرار گرفت و از شوراي ملي ايرانيان آمريكا «نياك» در واشنگتن كه يكي از مهم ترين مراكز شناخت افكار عمومي در ايران است، توضيح خواسته شد كه چرا در زمينه آشنايي با مخاطب ايراني فعاليت مفيدي نداشته است. «جيم موران» نماينده دموكرات كنگره آمريكا در اين جلسه گفت: مقامات منتخب آمريكا درباره ايران، در مقايسه با هر كشور بزرگ ديگري در جهان، آگاهي كمتري دارند. موران خطاب به حاضران در كنفرانس گفت: «مشاركت شما مورد نياز است.» وي از آنها خواست تا در صحنه سياست آمريكا بيشتر فعال باشند.
به گفته موران، نيرومندترين سلاحي كه آمريكا براي ارتقاي دموكراسي در ايران در زرادخانه اش دارد، صدور آرمان هاي خويش است كه با ارزش هاي جهاني و خواست هاي بنيادين انساني در ارتباط است.
هزينه هاي آمريكا برروي مخاطب ايراني
دام سازي براي مخاطب ايراني براي آمريكا كه به تكنولوژي هاي رسانه اي روز دسترسي دارد و از طرفي، بودجه هنگفتي براي مقابله با ايران در دست دارد، كار دشواري نيست. مقامات آمريكايي در حالي كه سرگرم منازعات سخت در عراق و افغانستان هستند، منازعه نرم با ايران را از طرق شاهراه اطلاعاتي در دستور كار خود قرار داده اند.
در اين منازعه ظريف و در عين حال دشوار، آمريكا از يك طرف بر شبكه هاي پورنوگراف، اجتماعي و فرهنگي سرمايه گذاري كرد و از طرف ديگر با راه اندازي شبكه هاي سياسي از ملغمه هاي ضدانقلابيون، سلطنت طلبان و فتنه گران، مبارزه اي پيچيده را با جمهوري اسلامي آغاز كرد. راه اندازي شبكه هاي راديويي و تلويزيوني و ماهواره ها كه به صورت چندرسانه اي از طريق ماهواره و اينترنت قابل دريافت هستند، اوباما را به گونه اي مست از پيروزي در جريان فتنه كرد كه در گزارشي به كنگره و مجلس سناي آمريكا از اقدامات رواني خود براي مقابله به ايران پرده برداشت.
براساس گزارش اوباما، مجموعه اين اقدامات تحت عنوان بندي به اصطلاح قانوني با نام بند 1264 (قانون قربانيان سانسور ايران) انجام مي شود. بر اساس گزارش اوباما، محور اصلي عمليات رسانه اي كاخ سفيد عليه ايران، نهادي دولتي به نام «شوراي پخش مديران» (BBG) است و شبكه خبر فارسي صداي آمريكا (PNN) و راديو فردا متعلق به راديو آزاد اروپا/ راديو آزادي
(RFE/RL) از جمله رسانه هايي هستند كه در اين پروژه نقش دارند. در گزارش اوباما سه منبع اصلي براي تأمين محتواي برنامه هاي ضدايراني رسانه هاي دولتي آمريكا ذكر شده است. اين منابع عبارتند از: «1) تصاوير ويدئويي تهيه شده توسط شهروندان روزنامه نگار ايراني؛
2)تلفن هاي بينندگان از داخل كشور و تشريح آنچه ديده بودند؛ و 3) گزارش هايي از واكنش هاي ايرانيان خارج از كشور و همچنين واكنش هاي رسمي كشورهاي مختلف از جمله آمريكا.»
انديشكده آمريكايي آتلانتيك در گزارشي از اين فعاليت هاي ناكام مي نويسد: دولت اوباما تمام تلاش خود را به كار گرفته است تا به هر طريق ممكن از معترضان داخل ايران حمايت كند، بدون آنكه دولت ايران دستاويزي داشته باشد كه مدعي شود اين ناآرامي ها از پي دخالت هاي خارجي ايجاد شده است. كلينتون هم اعلام كرد كه وزارت خارجه جداي از 30 ميليون دلاري كه در سال 2009 به توسعه آزادي اينترنت اختصاص داده بود، 25 ميليون دلار ديگر را در سال 2010 براي توسعه دسترسي به اينترنت در ايران و ديگر نقاط دنيا هزينه خواهد كرد.
اما چند ماه بعد، هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در كميته روابط خارجي مجلس سنا در پاسخ به سوالي از سناتور «لوگر» از حزب جمهوريخواه با اذعان به شكست آمريكا در اثرگذاري مطلوب بر مخاطبان گفته بود: ما در وزارت خارجه، توئيتر عربي و فارسي را ايجاد كرده ايم ما درگير يك جنگ اطلاع رساني هستيم و صريح بگويم كه ارزيابي من اين است كه ما اين جنگ را باخته ايم. اما شبكه هاي ضدنظام و ايراني امروزه در چند حوزه فعاليت مي كنند كه عبارتند از:
1- شبكه هاي ضدفرهنگي
توجه ويژه غرب به تهاجم به فرهنگ ايراني اسلامي باعث شده كه امكان تماشاي حدود18000 شبكه تلويزيوني وجود داشته باشد كه با رسيورها و ديش هاي معمولي مي توان تا نزديك2000 كانال ماهواره اي را در ايران با كيفيت بالا دريافت كرد. شبكه هايي كه اكثر قريب به اتفاق برنامه هاي آنها با سنت و فرهنگ ايراني و اسلامي در تضادند و اثرات مخرب روحي و رواني بر مخاطبان ايراني مي گذارند.
در بين شبكه هاي ماهواره اي كه به سهولت در ايران قابل دريافت است، بيش از380 كانال خاص موسيقي وجود دارد كه شبانه روز در حال پخش موسيقي، كولي، رقص، آهنگ هاي درخواستي و كنسرت هستند. عموم اين برنامه ها آكنده از حركات ضداخلاقي و اروتيكال است. در حالي كه علاوه بر اين شبكه هاي اختصاصي موزيكال، حدود1200 شبكه هم در خلال برنامه هاي خود كولي ها و شوهاي موزيكال پخش مي كنند.
در حوزه كودك و نوجوان بيش از250 كانال ماهواره اي قابل دريافت در ايران است ضمن آنكه بخش مهمي از برنامه هاي كانال هاي عمومي نيز به بخش برنامه هاي كودك و نوجوان اختصاص دارد. اين شبكه ها علاوه بر پخش كارتون هايي كه عموماً در تضاد با مباني اخلاقي ماست، به فرهنگ سازي ارزش هاي ليبرالي و اومانيستي غرب در ذهنيت اطفال ايراني مي پردازد سعي مي كند آنان را شيفته زندگي آمريكايي و غربي كند. در حوزه مصرف زدگي و فرهنگ سازي پوشش و مد، حدود80 شبكه وجود دارد كه اختصاص به نمايش مد و لباس دارد، لباس هايي كه رسماً تبليغ فرهنگ عرياني است.
2- شبكه هاي ضدشيعي
در همين حال جريان هاي ضدشيعي با همكاري وهابيون و سازمان سيا اقدام به راه اندازي شبكه هاي ماهواره اي كرده اند كه اعتقادات شيعي ايرانيان را هدف قرار دهند، پس از آغاز به كار نخستين شبكه ماهواره اي وهابيون به زبان فارسي به نام شبكه«نور»، دو شبكه ديگر نيز در راستاي تشديد سياست شيعه ستيزي وهابيت به نام هاي «وصال فارسي» و «كلمه» راه اندازي شده است. هدف عمده تأسيس شبكه وصال تأثيرگذاري بر مناطق عرب زبان جنوب ايران و جذب هوادار براي اين فرقه ضاله مي باشد. در اين شبكه همچنين برنامه هايي نيز براي ايجاد تفرقه ميان اقوام مختلف عرب زبان خوزستان تهيه شده است. شبكه ماهواره اي «كلمه» نيز به زبان فارسي به تبليغ وهابيت و طرح شبهات متعدد عليه شيعه اقدام مي كند. البته در اين زمينه شبكه هاي ضدشيعي ديگري به زبان عربي اين شبكه ها را حمايت مي كنند كه عبارتند از: «الحياه مسلسلات»، «التحرير» و «النهار» شبكه هاي ماهواره اي مصر، شبكه شش مراكش، شبكه «نسمه» تونس، «روتانا»ي مصر، شبكه ماهواره اي «روتانا»ي سعودي، «ال بي سي» لبنان و ...
شبكه فارسي العربيه نيز يكي از فعال ترين شبكه هاي فارسي ضدايراني و شيعه است كه هم با ورود به مباحث سياسي و هم مذهبي مقابله با هويت ايراني اسلامي را در دستوركار خود قرار داده است.
3- شبكه هاي ضدانقلاب
در كنار شبكه هاي فوق، كانال هاي فارسي زباني چون تلويزيون رنگارنگ، ملي، پارس، آپادانا، ايرانيان، كانال يك، آزادي، تپش، ايران، جام جم بين المللي، اميد ايران و اي پي ان و ... در حال پخش برنامه هاي ضدانقلابي خود هستند كه هر روز با شانتاژهاي رسانه اي، قصد تسخير چند ساعته تهران را دارند. در اين طيف رسانه اي 20 كانال تلويزيوني در حال فعاليت هستند. اين رسانه ها كه اكنون وسيله طنز مردم ايران شده اند داراي كمترين برد در فضاي رسانه اي مي باشد زيرا اصلا شناختي از ايران ندارند و حتي برخي از مجريان آن به صراحت اعلام كرده اند كه اگر روزي در فرودگاه مهرآباد بر زمين بنشينند در خيابانهاي تهران گم مي شوند. اين شبكه از جهت ديگر كارآمد هستند و آن اينكه باعث بدنامي جريانهاي ضد انقلاب شده اند و حتي در برخي از موارد بر عليه جريان فتنه افشاگريهايي داشته اند كه در بي اعتمادي مردم بر آنها افزوده است.
4- شبكه هاي فتنه گر
راه اندازي شبكه هاي فتنه گر يكي از حساس ترين مراحل مقابله با نظام اسلامي بوده است، وزارت خارجه آمريكا در اين راستا همزمان با گرم شدن فضاي انتخابات رياست جمهوري سال 88 فعالان روزنامه نگار نشريات زنجيره اي را كه به خارج از كشور پناهنده شده بودند، گردهم آورد تا با راه اندازي سايت هاي جديد و همچنين همكاري با شبكه هاي ضدانقلابي فضاي تبليغي عليه جمهوري اسلامي را فعال نگه دارند. همكاري آنان با سايت هاي ضدانقلاب كه سابقه اقدامات مسلحانه عليه انقلاب و يا خدمت در دربار پهلوي را داشتند از يك جهت باعث كاهش اعتماد مخاطب به آنان شد و از جهت ديگر درگيري هايي را بين سلطنت طلبان و فتنه گران كه به رسواسازي همديگر انجاميد به وجود آورد، در همين حال آنان سايت هاي اطلاع رساني اي را راه اندازي و اداره مي كردند كه از تأثير قابل توجهي برخوردار نبود و به راه اندازي دو شبكه تلوزيوني «رسا» و «ايران ندا» اقدام كردند تا هم بتوانند پيام هاي ايراني تري نسبت به جريان هاي ضدانقلاب منتشر كنند و هم بر خلاف بي بي سي و صداي آمريكا با گفتار ژورناليستي تري به مقابله با ايران برخيزند.
شبكه رسا در ديلي نيوز آمريكا به ثبت رسيده و از حمايت هاي مالي، اطلاعاتي و فناوري وزارت خارجه آن كشور بهره مي برد و اكنون با بحران مخاطب و بازخورد مواجه شده است و اعلام كرده است كه در صورت تأمين نشدن منابع مالي در آينده اي نزديك برنامه هاي خود را قطع خواهد كرد.
ايران ندا به همراه سايت نيمه تعطيل «جرس» نيز اعلام كرد اگر مشكلات مالي آن حل نشود، از 25 آبان به طور كامل تعطيل خواهد شد.
بيماري اي كه شبكه هاي فتنه گر اكنون با آن مواجه شده اند پيش از اين، گريبان شبكه هاي ضدانقلابي و ماهواره هاي مفسده انگيز را نيز گرفته بود به شكلي كه دو شبكه ضدانقلابي «لايو پي ام» و «آي تي ان» در هم ادغام شده اند.
نتيجه
آمريكا در حالي جنگ رواني و رسانه اي خود را عليه نظام اسلامي ايران تشديد كرده است كه شواهد موجود حكايت از شكست اين كشور و هم پيمانانش در اين زمينه دارد،چرا كه مخاطب ايراني به راحتي مجذوب برنامه هاي پر سروصدا و بي محتواي شبكه هاي تحت مالكيت غرب نمي شود و او نه تنها به فضاي ساخته شده اين رسانه ها كه با واقعيت هاي ايران فاصله دارد، اقناع نمي شود بلكه نوعي احساس حقارت در تماشاي اين برنامه ها به وي دست مي دهد كه او را از اين شبكه ها دور مي كند. امسال بر خلاف دوسال پيش هرچه مخاطب به فضاي انتخابات نزديك مي شود احساس همراهي و اعتماد كمتري بين او و رسانه هاي ضدانقلاب مشاهده مي شود و اين نتيجه حاكي از آن است كه انتشار و انباشت اطلاعات عليه نظام جمهوري اسلامي نه تنها نتوانسته است آمريكا را در سلب اعتماد مردم به نظام به نتيجه برساند بلكه شبيه بومرنگ عمل كرده است و بزرگ ترين ضربه را به خود آنها برگردانده است.
مخاطب ايراني ؛ سهل و ممتنع است يعني از يك طرف همه قدرتها سعي در جذب آن دارند و در ابتدا هدفي آسان به نظر مي رسد و باراه اندازي رسانه هاي مختلف مي كوشند بخشي از آن مخاطبان فعال و اثرگذار را به دست آورند و از سوي ديگر ،سواد رسانه اي كه منجر به شناخت رسانه و پيام دشمنان شده باعث مي شود كه مخاطب ايران در مقابل قدرتهاي رسانه اي متحمل شكست نشود و پيامهاي رسانه اي در ذهن و رفتار او تاثير گذار نباشد.
در حوزه ارتباطات ایرانیان می نویسم .مطالب علمی ؛ارتباطات سایبر،ارتباطات سنتی و ارتباطات جمعی.به کمک دوستان و اساتید ارتباطات در این مسیر نیز نیازمندم.