خلاصه کتاب دانشجویان: خلاصه کتاب کتاب جنگ روانی صلاح نصر
جنگ رواني
اقتباس از :
صلاح نصر
ترجمه : محمد حقيقت كاشاني
تلخیص توسط : سعيد احمدي - 1390
استاد:فرهاد مهدوی
بسمه تعالي
(( فصل اول ))
تاريخچه جنگ رواني
قدمت جنگ رواني و تبليغاتي به اندازه قدمت تاريخ بشري است ، ولي در عصر جديد اين دو ، جنبه تخصصي يافته اند ، بطوريكه به عنوان دو حيطه جدا از هم مطرح مي شوند . تاريخ پر از حوادثي است كه مي توان جهت روشن ساختن و توضيح كاربرد جنگ رواني ارائه كرد ، در اينجا سعي شده با ارائه نمونه هايي از اين رويكرد به بررسي سبقه اين موضوع اشاره شود .
فتح شهر يافا
اين داستان در زمان تحو تمس سوم رخ داد . گفته مي شود او به سبب فتح يافا به حيله و نيرنگ توسل جست . وقتي او با لشگريان خود به شهر يافا هجوم برد و تسخير آنجا را مشكل يافت ، سعي كرد تا حاكم شهر را فريب دهد و اينطور وانمود كرد كه از كارهاي فرعون ناراضي بوده و قصد دارد به او خيانت كند . و بدينوسيله اعتماد حاكم را به خود جلب نمود و در يك محاوره دوستانه در خارج از شهر و در اردوگاه خود او را با ضربتي به زمين انداخت و اورا بيهوش كرد ، آنگاه دويست نفر از سربازن خود را در كيسه هايي پنهان نمود و به داخل شهر وارد نمود كه به اين ترتيب جنگ رواني كه عليه حاكم شهر به راه انداخت بود موجب پيروزي قاطع در تاريخ مصر گرديد .
نبرد قادش
در دوران رامسس دوم در سوريه رخ داده است . وي كه به منظور سركوب آشوبگران قادش از مصرحركت كرده بود در پشت ديوارهاي شهر با دونفر از اهالي بدوي منطقه برخورد كرده و آنها مدعي شدند كه سپاه قادش فرار كرده و به سمت ديگر شهر عقب نشيني نموده است . لشگريان مصري بدون در نظر گرفتن جوانب احتياط به سمت دروازه هاي شهر حركت نموده و در كمين سپاهيان قادش گرفتار شدند . اگر چه اين درگيري در نهايت با پيروزي رامسس دوم پايان پذيرفت ولي دشواري و سختي در راه رسيدن به اين پيروزي حاصل عمليات رواني مردان قادش بود .
مقبره امنحتب
در اين واقعه فرمانده سپاه شهر در هنگام نيمه شب با استفاده از اسبهاي ماده به صفوف دشمن كه شهر را به محاصره در آورده بودند نفوذ نمود و اسبهاي نر را به اضطراب و تشويش انداخته و بدين ترتيب سپاه مصر انسجام خود را از دست داد . ولي امنتحب فرمانده مصري كه به اين حيله واقف شد با حمله به اسبهاي ماده و دور كردن آنها از اسبهاي نر توانست موازنه جنگ را به نفع خود تغيير دهد .
نبرد مدين
در نبرد مدين در سال 1245 قبل از ميلاد نيز شكل ديگري از جنگ رواني را مشاهده مي كنيم . جدعون اسرائيلي با مجهز كردن سپاهيان خود به يك مشعل و يك شيپور وضعيتي را بوجود آورد كه دشمن تصور مي كرد در مقابل سي هزار سپاه قرار دارد . اطراف اردوگاه دشمن نوراني شد و سربازان جدعون با تمام قدرت در شيپورهاي خود دميدند و اهالي مدين با ترس از خواب پريده و وحشت زده به جان هم افتادند . سرانجام در حالي كه اسرائيلي ها آنهارا تعقيب مي كردند پا به فرار گذاشتند .
نبرد رواني در چين باستان
استفاده از وسايل نامانوس و غير عادي در جنگ رواني شيوه ديگري است كه مردم چين باستان از آن بهره مي جستند . امپراتور وانگ كه تاج پادشاهي را غصب كرده بود بران شد كه با تدارك ارتشي از جادوگران و ساحران ، قبيله شورشي هون را سكوب نمايد . ولي انقلابيون در يك حركت موفقيت آميز نسبت به جمع آوري حيوانات وحشي مانند خرس و شير و
و... پرداختند و در اين نبرد انها را در ميان لشكر امپراتور غاصب رها ساختند . در اين حال نيز طوفان شديدي درگرفت و سپاهيان امپراتور پا به فرار گذاشتند . خود امپراطور نيز تسلط عصبي خود را از دست داده و تا آخر عمر به نوشيدن شراب پرداخت و جان سپرد .
سان كائو : پخش اعلاميه نوع ديگري از تبليغات نظامي را كه در گذشته مرسوم بود نشان مي دهد . در ماجراي سان كائو كه در حدود 200 سال قبل از ميلاد مسيح در سرزمين چين و در ميان قبيله هون اتفاق افتاد ، پخش اعلاميهايي با اين مضمون قابل تامل است :
نام بردن از دشمني مشخص و معين – طلب كمك از مردم صاحب فضيلت – مخاطب قرار داد همه مردم – حمايت از حكومت قانوني –تاكيد بر نيرو و روحيه بالاي افراد – تقاضاي ايجاد وحدت – دست اندازي و توسل به دين .
بمنظور پخش اين اعلاميه در بين مردم مراسم خاصي ترتيب گرفت و با كلاس و آيين خاصي اطلاع رساني شد . از مردم خواسته شد كه بر عليه حاكم وقت چين قيام كرده و تخت پادشاهي را از او بگيرند .
مانچوها : شيوه ايجاد رعب و حشت روشي بود كه مانچوها از آن براي غلبه بر دشمن خود استفاده مي كردند . آنان سرهاي خود را مي تراشيدند و تنها قسمتي از مو را در وسط سر خود باقي مي گذاشتند . در هنگام جنگ با دهكده هاي پيش رو ، آنها را زير باران تير و منجنيق مي گرفتند و همه را از لب تيغ مي گذراند .
يونان و نبردهاي رواني
دشنام دادن و ناسزا گفتن ، از جمله شيوه هاي رواني بود كه پيشينيان در كشور يونان به ان متوسل مي شدند . هومر شاعر يوناني اشعار حماسي را در نبرد يونانيان با اهالي تروا سروده است : اي گزافه گوي دروغ زن - از موي زيباي زنها و واسطه گري آنها دست بردار – بدان كه كمانها و تيرهاي تو سودي نخواهد داشت - تيري كه مرد ترسو رها كند سودي نخواهد داشت .
شهادت پيامبر(ص) و عمليات رواني كفار
بي ترديد تاريخ اسلام پر است از دهها مثال زنده و محكم دال براينكه مسلمانان صدر اسلام بسياري از آنچه كه ما امروز در مورد جنگهاي جديد و استراتژيك مي دانيم ، نمي دانستند و بهترين مثال اين امر ، ماجرايي است كه ساعتي پس از شهادت حضرت رسول (ص) رخ داد . كفار اين خبر را دست آويز قرار دادند و شروع به آغاز جنگي رواني بر ضد مسلمانان كردند و مدعي شدند كه اسلام پايان يافته و ديگر رهبري براي آن يافت نخواهد شد . آنان مي گفتند : " اگر محمد پيامبربود بي شك بين شما باقي مي ماند و نمي مرد ." شدت اين جنگ سرد به آنجا رسيد كه عمر بن خطاب وحشت زده شمشير خود را از غلاف بيرون بيرون كشيده و كفار را به گردن زدن تهديد مي كرد . در اين زمان ابوبكر مداخله نمود و با خطبه اي به اين غائله خاتمه داد : (( اي مردم ، هر كس محمد (ص) را مي پرستيده بداند كه محمد مرده است و هر كس خدا را مي پرستيده بداند كه خداوند زنده است و نمي ميرد ))
فتح آندلس
در اين ماجرا نشان مي دهيم كه چگونه بسيج معنوي افراد كه برخواسته از راهنمايي و هدايت معنوي آنان است اثر عمده اي بر حوادث دوره بحراني از تاريخ مي گذارد . طارق بن زياد يكي از فرماندهان سپاه اسلام است كه با بهره گيري از بسيج معنوي افراد سپاه ، شهرت و كرامت ارتش و مسلمانان را حفظ و گسترش داد . هنگامي كه در كوهپايه هاي اطراف آندلس اردو زده بود متوجه شد تعداد سپاهيانش از ارتش اسپانيا كمتر مي باشد . لذا با ابتكار عمل بي نظير، دستور داد كليه كشتي هايي كه مسلمانان را به اسپانيا آورده بودند در دريا غرق كنند و سپس رو به سپاه خود گفت : (( اي سپاهيان ؛ دشمن روبروي شماست و دريا در پشت سر شما . به خدا قسم چاره اي نداريد جز آنكه بميرد يا پيروز شويد )) . به اين ترتيب ، سربازان پايداري كردندو آنقدر جنگيدند تا پيروز شدند .
جنگ صفين و حيله امر و عاص
در جنگ صفين همانطور كه مي دانيد كار به جايي رسيد كه مرگ تا يك قدمي معاويه رسيده بود . عمر و عاص با بكارگيري ترفندي به معاويه پيشنهاد كرد سپاهيان قرآنها را بر سرنيزه ها كنند و تكبير گويان خواستار برقراري صلح شوند . سپاه اسلام نيز فريب اين تاكتيك رواني را خورده و دست از شمشير هاي خود كشيدند و ادامه ماجرا... .
چنگيز خان و ترفندهاي رواني
يكي از نمونه هاي جنگ رواني كه در گذشته داراي تاثير عظيمي بوده و نتايج آن تا امروز نيز باقي است ؛ در حمله مغولها ديده مي شود . مطالعات جديد روشن كرده است كه امپراطوري خان مغول ، بر نوآوريهاي آكنده از شهامت و پيشدستي در عمل ، استوار بود :
1- استفاده زياد از نيروهاي تندرو 2 - بهره گيري كامل از راهبرد جاسوسي و اطلاعاتي 3- تنظيم تاكتيكي كه نيمي از جهان را درجنگ نگاه مي داشت 4- كاربرد روشهاي تبليغاتي در تمامي اشكال و روشها
چنگيز خان از جاسوس هاي دشمن براي ايجاد رعب و و حشت در دل نيروهاي دشمن استفاده و سعي مي كرد شايعاتي را دربين آنها رواج داده تا آنها ناخودآگاه اين شايعات را منتقل كنند . مثلاً : چگونه چنگيز خان كندوي عسل به سمت پادشاه خوارزم پرت كرد – چگونه اورا در اضطراب و تشويق دايمي فرو برد .
مورخان اروپايي چنين نقل كرده اند : (( سپاهيان مغول كساني هستند كه صفات كامل مردانگي را دارا مي باشند . بسيار شجاعند و ظاهر ايشان همچون جنگجوياني است كه جز بوي جنگ و خون به مشام آنها نمي رسد و آنقدر مشتاق جنگ و كشتارند كه فرمانده به ندرت مي تواند بر اين ميل انها چيره شود و آرامششان را حفظ كند . با وجود اين وحشيگري ، مقررات و ضوابط را رعايت مي كنند و كوركورانه از فرمانده خود اطاعت مي نمايند . به رهبري و پيشواي خود بي اندازه ايمان دارند و به هر غذايي كه به آنها داده شود قانع هستند . خوردن حيوانات وحشي براي مغولها ، امري غير عادي نيست ، با اينكه مسلمان هستند . اما تعداد نيروهاي چنگيزخان مانند ملخهاي ابونطيط از اندازه بيرون مي باشد و امكان شمارش آنها ميسر نمي باشد)) .
تمامي اين روايات و تعاريف زائيده القاعات خان مغول به جاسوسهاي خودي و دشمن است كه توانست كل جهان را مقهور خود نمايد .
دزدان دريايي كارائيب
ماجراجوئيهاي دزدان دريايي در دنياي جديد با نام كارائيب همراه است . افراد خشن و بزهكار هلند ، ايتاليا و اسپانيا براي ارضاي ميل ماجراجويي خود به اين گروه پيوند مي خورند . آنان از تكنيكهاي عمليات رواني سود مي برند . راه بركشتيها مي بستند و آنها را غارت مي كردند و خدمه را به اسارت مي بردند . به بنادر و شهر هاي ساحلي هجوم مي بردند و بااستفاده از سكوت و تاريكي شبانه اين مناطق اقدام به آتش سوزي ، قتل و غارت و بطور كلي با رعايت اصول غافلگيري ، اقدامات وحشيگرايانه خود را اعمال مي نمودند .
كمپاني هند شرقي ( استعمار انگليس)
تاريخ كمپاني هند شرقي نشانگر استفاده انگليس از وسايل تبليغاتي براي فتح و تصرف پايدار هند مي باشد . دولت بريتانيا مجبور بود بخاطر حفظ سلطه هند تا حدي زيادي از آنچه كه امروز به نام جنگ رواني سياه موسوم است متوسل شود . استفاده از ستون پنجم – روشهاي تفرقه افكنانه – تبليغات مخفي از مولفه هاي اين روش است . زماني كه انگليسيها از وجود جاسوسهايشان بهره مي برند ، هيچگاه فكر نمي كردند كه جنگ رواني منظمي را براه انداخته باشند . وجود جاسوسها در ابعاد گسترده و در تمامي مناطق در هر كشوري سرانجام آشكار شدن ماهيت عمليات را درپي خواهد داشت . بدين ترتيب ترس و انزجار از جاسوسين در مردم باعث ايجاد حس بدبيني در بين آنها نسبت به يكديگر شد و متعاقباً اتحاد و همبستگي مردمي به فراموشي سپرده شد . اين دقيقاً همان فرصتي بود كه كمپاني هند شرقي به دنبال آن مي گشت .
كمپاني هند شرقي نيز از اختلافات عقيدتي نيز استفاده مي كرد . اگر مسلماني بدون نظر و غير عمد دم گاوي را كه سر راه خوابيده بود لگد مي كرد و يا يك فرد هندي هنگام نماز جلو مسجدي به طبل زدن مي پرداخت ، آشوبهايي مشابه جنگ داخلي بر پا مي شد و انگليس نيز از اين اختلافات براي ايجاد شكاف بيشتر بين گروهها استفاده مي كرد . به اين گونه بود كه دولت بريتانيا با پيروي از سياست (( تفرقه بينداز و حكومت كن )) توانست موانعي ايجاد كند كه از وحدت ملي جلوگيري نمايد . اين سياست تاجايي ادامه داشت كه شبه قاره هند به دو كشور هند و پاكستان تبديل شد .
نبرد عثماني
تركهاي عثماني در عرصه جنگ رواني ، در حين حمله به كشور اتريش در دوران حكومت سلطان محمد چهارم شكست خوردند . ماجرا از اين قرار بود كه شهر وين در محاصره كامل ارتش عثماني قرار داشت . سلطان محمد از جلب قلوب و نظر مردم غفلت نمود و زمينه ايجاد تنفر از سپاه تركها را در بين اهالي وين فراهم ساخت . در اين زمان پاپ اينوسنت يازدهم به تشويق و تحريك مذهبي پادشاهان لهستان و اتريش پرداخت و آتش تعصب مذهبي را در دل آنان افروخت كه منجر به شكست ارتش عثماني گرديد . جان سوبيسكي -پادشاه لهستان- در اين نبرد به لقب ((حامي مسيحيان)) نائل آمد .
نبرد رواني و انقلاب آمريكا
در آمريكا نبرد رواني نقش بزرگي را بازي كرد . اين نبرد با توزيع دستي جزوه ها و نشريه ها شروع گرديد . با توزيع اين نشريات در بين افسران و سربازان انگليسي آنهارا به ترك صفوف خود و پيوستن به آمريكا تشويق مي كردند و به آنها وعده پاداش فراوان ، غذاي زياد ، مراقبت بهداشتي، آزادي و ... مي دادند و هنوز هم اين شيوه در ميادين جنگي رواج دارد .
" جرج واشنگتن" فرمانده ارتش ايالات انقلابي ، اهميتي را كه براي تبليغات جنگي قائل بود ، به روشني بيان كرد و به اتخاذ تدابير سياسي – نظامي معقول مبادرت كرد كه به عنوان بنياني براي عمليات تبليغاتي وطن پرستان بكار گرفته شد.
استفاده از سياه پوستان در صفوف اوليه نبرد و خط مقدم جبهه ها مصداق آرمان گرايانه اي بود براي توجيح حملات و نبردهاي طرفين در منزاعات داخلي ايالات متحده امريكا . اين رويكرد نشان مي دهد ، شمالي ها و جنوبي ها هردو ، عناصر نبرد سياسي را به جبهه ها روانه مي كنند .
ناپلئون و فريبكاري
از جمله اموري كه سبب تمسخر و شگفتي در تاريخ است ، توسط ناپلئون بناپارت در حمله به مصر روي داد . او براي توجيح اين حمله مدعي شد كه آمده است تا مصريها را از چنگال ظلم حاكمان آزاد كند و لقب حامي اسلام را به خود داد . چند سطر از بيانيه ناپلئون قابل تامل است :
بنام خداوند بخشنده مهربان . نيست خدايي جز خداي يكتا ، فرزندي ندارد و شريكي براي او نيست . از جانب فرانسه و بر اساس اصول آزادي و تساوي ، فرمانده ارتش بزرگ و امير سپاه فرانسه ، بناپارت اعلام مي دارد : ديرزماني است اندوهناكيم كه اين گروه حاكمان كه از برده هاي ترك و قفقازهستند ، در سرزمين نيكي و بهترينها كه در كره زمين نظير ندارد ، به فساد مشغولند . اما خداي جهانيان برهر چيزي تواناست و همانا او برخاتمه حكومت ايشان فرمان داده است .
من نزد شما نيامده ام ، مگر براي گرفتن حق شما از چنگ ظالمين و همانا من بيش از حاكمان خداي سبحان و تعالي را مي پرستم و براي فرستاده او و قرآن عظيم احترام قائل هستم . همه مردم نزد خدا برابرند . فرانسوي ها نيز مسلمانان مخلصي هستند . رحمت خدا بر همه اهالي مصر كه بدون هيچ تاخير و درنگي با ما هم پيمان مي شوند .
اركان موثر بكار گرفته شده در وقايع نقل شده
1- فريب از طريق بكار گيري نيرنگ و اشتباه انداختن 2- برانگيختن اضطراب بوسيله استفاده از وسايل نامانوس 3- بدو بيراه گفتن 4- تهمت زني و تبيين هدفي كه بخاطر آن مي جنگند 5- ايجاد نيروي قدرتمندي كه شكست ناپذير باشد 6-تهديد با استفاده از مسلح شدن 7-پراكندن ترس و شايعات 8-تحقير نيروي دشمن 9-فريب، به خطا انداختن ، وعده و عيد دادن 10- استفاده از اختلافات ديني و فكري 11- ايجاد وحشت
در عصر حاضر مي توان استفاده از وسايل برنامه ريزي شده در سطح بين المللي و همچنين استفاده از وسايل فني جديد را اضافه كرد .هميشه هريك از دو طرف نزاع ، سعي دارد كه موقعيت طرف مقابل را تضعيف كند و اين كار را از طريق حمله شديد به نيروي هاي روحي و معنوي دشمن انجام مي دهد و ضمن آن مي كوشد تا موضع خود را تقويت كند .
عمليات رواني در جنگ جهاني اول و دوم
جنگ جهاني اول شاهد تحول جنگ رواني از وسيله اي غير ضروري به يك ابزار عمده نظامي بود .اين نوع جنگ سلاحي تعيين كننده در نبرد اول جهاني بشمار مي رفت . بر همين اساس وزارت خارجه بريتانيا اقدام به تاسيس دفتر تبليغات كرده بود و به تبليغات با رويكرد اطلاعاتي در داخل و خارج از مرزهاي كشور مبادرت مي ورزيدند .
آلمان در جنگ اول به خوبي از اين شگرد استفاده نكرد . پادشاه وقت امپراطور ويلهلم اعتقاد داشت كه امور جنگ به غير از اوبه كس ديگري مربوط نيست و گروههاي مردم بهتر است در اين امور دخالت نكنند . ولي آلمان هيتلري از اين درس استفاده كرد و نازيها از طريق دلجويي از مردم به قدرت رسيدند و هيتلر همين فن را در عرصه بين المللي بكار بست و ابتدا از تمجيد از ملتها شروع و بعد از آن به نمايش قدرت دست زد و در نهايت كار را به ويرانگري كشاند .
آمريكائيها نيز در جنگ جهاني اول ، 2 نهاد براي تبليغات داشتند : 1- آژانس غير نظامي اطلاعات 2- آژانس نظامي اطلاعات در ستاد فرماندهي جنگ آمريكا .
كمونيسم - نازيسم و اقدامات تبليغاتي
انقلاب بلشويكي در دوره تحول كمونيسم صورت گرفت . تبليغات بلشويكي از ابزار زير استفاده مي كرد :
1- سازمانهاي حزب كمونيست 2- اتحاديه هاي كارگري 3- سازمانهاي مخفي 4- هيئت هاي تجاري و كنسولي 5-نشريه هاي ارسالي بوسيله پست 6-پلاكاردها ، كتابها و مطبوعات 7- فيلم و راديو
در واقع ، آنچه كمونيستها در حوزه جنگ رواني به آن دست يافتند ، ساير ملتهاي غير كمونيست در اشكال ديگري بكار بردند . كما اينكه هيتلر – صدر اعظم آلمان – استفاده از شيوه كرم خاكستري را در سياست خارجي آغاز نمود . يعني استفاده از توده ها و كمك گرفتن از آنها در راستاي ايجاد حكومتي كه مدعي خدمت به خلق است . هدف نازيها حكومت بر جهان بود . هيتلر تنها كسي بود كه تصميم مي گرفت و در نهايت به غايت موردنظر او ختم مي شد و نتيجه آن چيزي جز سيطره و سلطه برهدف نبود . نبرد فاشيستها و كمونيستها براساس جنگي انجام گرفت كه با روشهاي رواني يا همان جنگ همه جانبه اداره مي شد .
آري بدين ترتيب اكثر دولتها توانستند ملتهاي خود را متقاعد كنند كه به جنگي تجاوز كارانه راضي شوند و با اين ترفند دشمنان مستقيم خودرا مي ترساندند و دشمنان بالقوه را تهديد مي كردند . كليه فعاليتها در راستاي تبليغات سياه عملي مي شد . آلمانها در عرصه تبليغات ، سه پيروزي بدست آوردند :1- عرصه ايدئولوژيك:افكار عمومي را متقاعد كردند كه آينده دنيا بستگي به انتخاب بين كمونيسم و فاشيسم دارد . 2- عرصه استراتژيك: اينطور وانمود كردند كه هر قرباني آخرين قرباني است .3- عرصه روانشانسي : آلمانها از ترس كامل مردم خود استفاده كردند تا آنها را از تصفيه كامل كمونيستها بترسانند و در حريم نازيسم باقي نگاه دارند .
ايالات متحده در بدو شروع جنگ از هرگونه وسايل تبليغاتي بي بهره بودند . ولي در واقع از وجود روابط غير مستقيمي در اين زمينه سود مي بردند . اين زمينه ها توسط گروه هاي مطبوعاتي تايم ، فورچون و ريدرز فراهم آمده بود . ولي محدوديتهاي بين المللي و ابزاري در آن زمان ضرورت توسعه انتشاراتي را نمايان مي كرد . روزولت رئيس جمهور آمريكا اداره اطلاعات جنگي را بمنظور نظارت بر كليه تبليغات محلي راه اندازي مي كرد و اداره خدمات استراتژيك رابا اهداف ذيل راه اندازي نمود :1- تداوم گردآوري اطلاعات 2-اقدام در جهت تبليغات سياه 3-اقدام در جهت توطئه و براندازي ، به كمك نيروهاي نظامي .
ژاپني ها نوآوري كم داشتند . ولي در استفاده از اخبار به جهت جذب شنوندگان آمريكايي به نحو احسن عمل نمودند . پخش خبر به انگليسي و به صورت مداوم به آمريكا نكته مهم و كليدي اين عمليات بود .
روسها نيز در عرصه جنگ رواني موفق شدند هموطنان خود را برعليه دشمن متحدكنندوازآنها مي خواستندتادركليسا ها براي پيروزي بر دشمن دعا كنند و به اين جنگ نام جنگ ميهني بزرگ دادند . همچنين از اسراي آلماني در تبليغات سود بردند و ژنرالهاي نازي را مجاب كردند تا به جنبش آلمان آزاد بپيوندند .
جنگ سرد
جنگ جهاني دوم به بروز نزاع عقيدتي بين فاتحان ختم شد . انتظارات ملتهاي صدمه ديده از جنگ ، به نا اميدي مبدل گشت . جنگ رواني در اين مرحله به وضعي دچار شد كه نه جنگ واقعي بود و نه صلح حقيقي . والترليپمن اين وضعيت درجنگ را به جنگ سرد نامگذاري كرد .
از تبعات اين جنگ مي توان به : جنگ خليج خوكها و بحران موشكي كوبا – پيشامدهاي ويتنام – مسابقه تسليحاتي در دنيا و ... اشاره كرد .
(( فصل دوم ))
مفاهيم مختلف جنگ رواني
ارائه تعريف مشخصي از جنگ رواني يا تعيين حدود آن ، كار ساده اي نيست و حتي كساني كه دراين موضوع تخصص دارند ، نتوانسته اند اين اصطلاح را در حوزه اي واضح روشن قرار دهند . اولين تعريف جنگ رواني در سال 1941 در انگليس عنوان شد . رهبران سياسي و نظامي دريافتند كه آموخته هاي روانشناسي را مي توانند و بلكه واجب است در تمامي زمينه هاي جنگ ، در شرايط جديد بكار برند . ازدياد روانشناسان متخصص در كشورها موجب گسترش استفاده از مفهوم جنگ رواني شد . آنان در پي اعتبار و جايگاه مناسب در جامعه سعي مي كردند ثابت كنند كه مي توانند از تخصص هاي خود در زمان جنگ و براي دفاع ملي استفاده نمايند . لذا تعاريف ذيل در طي گذشت زمان شكل گرفت و در دستور كار دولتها قرار گرفت.
جنگ رواني يعني:
1- استفاده از هر نوع وسيله اي به منظور تاثيرگذاري برروحيه و رفتار يك گروه ، با هدف نظامي مشخص .
2- بهره گيري از تبليغات بر ضد دشمن به همراه استفاده از عمليات نظامي يا اقدامات ديگري كه جهت تكميل اين تبليغات ضروري است .
3- استفاده برنامه ريزي شده دولت از اقدامات تبليغاتي در زمان جنگ يا حالات فوق العاده را گويند كه به منظور تاثير گذاري به نظرها ، احساسات ، موضع گيريها و رفتار گروههاي بيگانه ، دوست ، دشمن يا بيطرف صورت گيرد ، به گونه اي كه تحقق سياستهاي دولت را ممكن نمايد .
4- وظيفه عمده جنگ رواني تحميل اداره ما بر اداره دشمن است ، بمنظور حاكم شدن بر اعمال آنان از راههايي غير از راههاي نظامي و وسايلي غير از وسايل اقتصادي كه به دو صورت كوتاه مدت و بلند مدت پياده مي شود :
كوتاه مدت شامل موارد ذيل مي باشد :
الف- تبليغات راهبردي ب- تبليغات جنگي ج- نشر خبر د- فريب دشمن به روشي منظم و دقيق ه- تبليغات سري
دراز مدت شامل تعريف ذيل مي باشد :
نشر خبر به روش مستمر و با استفاده از وسايل مختلف كه با هدف كمك به سياست خارجي دولت و بالا بردن شهرت و اعتبار يك كشور و براي دستيابي به اعتماد طرف مقابل مي باشد .
5- وزير هواپيمايي سابق آمريكا : جنگ رواني شامل بكار گيري نيرنگ در روابط ما با ديگران مي باشد . عبارت جنگ رواني نامگذاري خوبي نمي باشد . چرا كه كلمه جنگ در زمان صلح ، گفتار مناسبي نيست .
6- انگليسي ها نام جنگ سياسي بر آن نهادند و اجراي تبليغات در جهت نيازهاي جنگ و... و هدف اصلي آن هموار نمودن راه براي نيروهاي مسلح و تسهيل كار اين نيروها را هدف اصلي بيان كردند . اين جنگ شكلي از شكلهاي نزاع بين دولتها ست كه هريك از طرفهاي ديگر در آن سعي مي كند اراده خود را ، با استفاده از شيوه هاي غير مسلحانه ، به دشمن تحميل كند . سلاح عمده در جنگ سياسي ، فعاليت مشترك ديپلماسي و تبليغات مي باشد .
7- جنگ سياسي به جنگي گويند كه هدف آن تخريب ، ضعيف كردن دشمن ، ازبين بردن وي بوسيله مانورهاي ديپلماتيك – فشار اقتصادي – دادن اطلاعات نادرست – تحريك- ارعاب- خرابكاري-ترور فيزيكي –بمب گذاري- ايجاد رعب و وحشت – محروم ساختن دشمن از دوستان و حاميان وي مي باشد . ابزار عمده در اين جنگ نشر افكار مي باشد .
8- نزاع جهت دست يابي به افكار مردم و اداره آنها.
9- دشمني غير مستقيم براي براندازي با استفاده از اطلاعات و تبليغات كه در بين توده ها جريان يافته و شكل پيدا مي كند.
10- از نظر آزينهاور جنگ رواني تنها به تبليغات صورت گرفته از طرف راديو صداي آمريكا اتلاق نمي گردد . بلكه بسياري از ابزارهاي صلح آميز مانند همكاري اقتصادي ، تجارت و معامله پاياپاي ، ارتباطات دوستانه از طريق سفيران و مكاتبات مابين ملل ، بازيهاي ورزشي و... نيز مي توانند در راستاي اهداف جنگ رواني ايفاي نقش كنند و اين اصلي است كه مي تواند امنيت اجتماعي را تقويت كند .
11- مهمترين برنامه هاي اعمال جنگ رواني ، اهداف اطلاعاتي مي باشند . مردم ديگر كشورهاي جهان بايد بفهمند كه سياستهاي ايالات متحده ، آمال و آرزوهاي آنها را در زمينه پيشرفت و صلح ياري مي دهد و اين چشم انداز را به واقعيت مبدل مي سازد . به تعبيري ديگر ملتها متقاعد شوند كه هدفهاي آمريكا در مورد صلح و آزادي شخصيت آنان بهم پيوسته است .
انواع جنگ رواني
جنگ رواني استراتژيك :
با هدف تحقق ارتباطات جمعي انجام مي شود .توده بزرگي از مردم را در بر مي گيرد . اين حالت محدود به زمان و مكان مشخصي نيست و هدف آن تاثير بر آراء و ديدگاه ها و رفتار مردم در خارج و جهت كمك به هدفهاي ملي دولت اجرا كننده مي باشد . اين جنگ گروه محدود يا ملت معيني را هدف قرار نمي دهد . اين جنگ دراز مدت است و با اهداف كلا ن ملي گره خورده است و در نتيجه شامل كليه معاني اين عبارت مي شود .
جنگ رواني تاكتيكي:
عليه سربازان دشمن ، در ميدان نبرد ، يا پايگاههاي ايشان و يا عليه اتباع دولت مزبور بطور كلي يا گروهي از آنها مي باشد . اين عمليات غالباً گروهي مي باشد و هدف آن تضعيف كردن مقاومت نيروهاي مخاطب مي باشد .
اعداف عمليات رواني تاكتيكي كوتاه مدت است . كاربران آن تخصصي تر از روزنامه نگاران و يا حتي سياستمداران دولتي عمل مي كنند و شكل آن بنا به مقتضيات دائماً درحال تغيير است .
تفسير نهايي
بدين ترتيب مي بينيم كه معاني جنگ رواني ، وسيع و متعدد است و تعيين حدو مرز مصداقهاي آن ممكن نيست .يك نوع جنگ رواني آن است كه نيروهاي نظامي در حين عمليات بدان مبادرت مي ورزند . نوعي ديگر براي پيشبرد اهداف ايدئولوژيك يك دولت بكار مي رود . درجايي ديگر براي تشريح عمليات تغيير شخصيت تعريف مي شود.درهنگام صحبت از عمليات رواني و ابزارهاي سياسي مربوطه ، لازم است يادآور شويم استفاده از آن مختص زمان صلح و يا زمان جنگ نيست . اين امكان وجود ندارد كه در اين منازعه حدو مرزي بين جنگ و صلح قائل شويم . صلح و جنگ دو شيوه اي هستند كه در سياست كلي و در زمان خود مورد استفاده قرار مي گيرند .
(( پايان ))
در حوزه ارتباطات ایرانیان می نویسم .مطالب علمی ؛ارتباطات سایبر،ارتباطات سنتی و ارتباطات جمعی.به کمک دوستان و اساتید ارتباطات در این مسیر نیز نیازمندم.