1-      شوراي روابط خارجي آمريكا به بررسي ريشه هاي مقاومت ايران مقابل فشارهاي غرب پرداخت و نوشت تحريم ها در تغيير رفتار ايران مؤثر نبوده اند. سايت رسمي اين شورا در تحليلي نوشت: تحريم ها به تنهايي كافي نيستند و بايد مذاكرات سياسي و حتي تهديد نظامي چاشني آن شود. موفقيت آزمون تحريم ها به اين نيست كه چه قدر مشكل براي حريف ايجاد مي كنند بلكه به اين است كه چه قدر توانسته رفتار مقامات ايران را تغيير دهد. ايراني ها در چنين مواقعي اصرار دارند كه ثابت كنند تحريم ها بر آنان مؤثر نيست. نويسنده معتقد است: رمزگشايي از منشأ رفتار رهبران ايران مي تواند طيفي از گزينه هاي واقع گرايانه را مطرح كند و راه هاي جديدي براي برخورد با تهديد ايران پيش پاي غرب بگذارد. در مورد بحث ايدئولوژي بايد گفت رهبران ايران پيش از اينكه "اصول گرا" يا "اصلاح طلب" باشند همگي [امام] خميني گرا هستند. آنها هنوز از ذخيره فكري انقلابي اوليه اي كه امام خميني به نظام تزريق كرد استفاده مي كنند. جنبه مذهبي خميني گرايي هنوز در جامعه ايران كاربرد دارد. مذهبي كه در تلاقي با آموزه هاي مكتب شيعه بحث "ولايت" را مطرح مي كند توانسته 30 سال حكومت كند. اين تحليل اضافه مي كند: امروزه دومين نسل خميني گراها مخالفت با غرب را در كنه جهان بيني خود حفظ كرده اند. همچنين اين آموزه كه ايران و جهان اسلام بايد از نفوذ غرب پيراسته باشند هنوز در ذهن بسياري از افراد انقلابي برجا مانده است. در برابر اين سؤال كه "چگونه با تهديد فرهنگي غرب مقابله كنيم؟" پيشنهاد شريعتي اين بود كه يك انقلاب بر مبناي امامت مي تواند تا زمان ظهور موعود جوامع اسلامي را اداره كند؛ اين همان مفهومي بود كه پيشتر امام خميني در دكترين "ولايت فقيه" مطرح كرده بود. تحليل گر شوراي روابط خارجي آمريكا خاطرنشان مي كند: بعد از انقلاب نيز به شدت با فرهنگ و مؤلفه هاي غربي در داخل كشور مقابله شد همانطور كه در سطح روابط خارجي ايران زير بار سلطه غرب نرفت. حال مؤلفه هايي كه امام خميني انقلاب را بر اساس آن بنيان نهاد معيار سنجش مشروعيت اخلاقي و تاريخي نظام شده است. اين تفكر كه ايران همواره در مواجهه با غرب ذي حق است در سياست خارجي ايران نمود عيني دارد. بر همين اساس حل و فصل بحران هسته اي ايران تحت چنين شرايطي دشوار به نظر مي رسد. زيرا اگر بازيگري هم در ميان مقامات جمهوري اسلامي باشد كه بخواهد در مقابل غرب نرمش نشان دهد نظام كه به عنوان يك كل دشمني وجودي و هميشگي با غرب را به عنوان هويت خود تعريف كرده است مانع وي خواهد شد. جمهوري اسلامي ايران نمي تواند بعد از اين همه هزينه هايي كه استكبار جهاني بر ايرانيان تحميل كرده از مواضع خود كوتاه بيايد.

2-      ژنرال "چارلز بوچارد"، فرمانده کانادایی عملیات ناتو در لیبی در مصاحبه‌ با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص"، بر مخالفت ناتو با هرگونه حمله به ایران چه از جانب آمریکا و چه از جانب رژیم صهیونیستی، تصریح کرد. وی همچنین ضمن بررسی وضعیت کنونی سوریه، برکناری "بشار اسد" را موجب بروز هرج و مرج در این کشور دانست.

3-      رئیس سابق موساد در جمع برخی از دانشجویان دانشگاه بن گوریون درباره گزینه نظامی علیه ایران هشدار داد."مئیر داگان"با احمقانه خواندن حمله به تاسیسات هسته ای ایران اظهار داشت: «کسی نمی خواهد مسئولیت پاسخگویی به این پرسش را بپذیرد که تنها با گذشت 5 دقیقه از حمله به ایران چه رخ می دهد؟ من معتقدم تنها 5 دقیقه پس از حمله به ایران ما خود را در برابر یک جنگ منطقه ای خواهیم دید.»وی افزود: «اگر مطمئن بودم که حمله به ایران، برنامه اتمی این کشور را متوقف می کند، از انجام آن حمایت می کردم.»رئیس سابق موساد همچنین از ضعف کابینه نتانیاهو در اداره مسائل سیاسی به شدت انتقاد کرد.

4-      "اوري آونري" كه از روزنامه نگاران باسابقه صهيونيست به شمار مي رود، در تحليل خود خاطرنشان كرده است: «اوباما هارت و پورت مي كند. اين را پيش از اين هم گفته بودم و دوباره تكرار مي كنم، حتي پس از ياوه گوئي هاي بي پايان در اين باره در مورد هيچ جنگي پيش از آن كه رخ دهد، اين قدر صحبت نشده است. اگر به سبك فيلم هاي قديمي بگوییم اگر مي خواهي شليك كني، شليك كن، حرف نزن.»وي در اين مقاله كه با عنوان "ديوانه يا مشنگ؟" (?Mad or Crazy) منتشر شده مي افزايد: «نتانياهو گمان مي برد چرچيل دوران است، اما تا آنجا كه من به خاطر دارم چرچيل هرگز هنگام رسيدن به قدرت نگفته بود كه "من مسئوليت شكست آينده را به گردن مي گيرم"؛ حتي در لحظات نوميدكننده آن دوران، او به پيروزي ايمان داشت.» وي معتقد است: «رودررویي نظامي بين ايران و اسرائيل فقط بخشي از ماجراست ولي بخش مهم آن نيست. همان طوري كه در گذشته گوشزد كرده ام، مسئله بسيار مهم تر، تاثير جنگ بر روي اقتصاد جهان است كه هم اكنون در بحران عميقي غرق شده است . ايران هر حمله اسرائيل را به منزله الهام از آمريكا تلقي كرده و واكنش آن نيز متناسب با آن خواهد بود، همان طوري كه مقامات ايراني در اين هفته بيان كردند. خليج فارس به مثابه يك بطري است كه دهانه تنگ آن تنگه هرمز، كاملا تحت كنترل ايران است. توصيه عاقلانه اين است كه ناوهاي هواپيمابر غول پيكر آمريكايي مستقر در خليج فارس تا دير نشده آن جا را ترك كنند. آن ها به كشتي هاي قديمي شباهت دارند كه كلكسيونرهاي كشتي هاي مدل كوچك در داخل بطري سرهم مي كنند. حتي سلاح هاي نيرومند آمريكا قادر به باز نگه داشتن تنگه نخواهند بود. روشن است كه هزينه بسته شدن آن موجب بالا رفتن نجومي بهاي نفت خواهد شد. درگيري نظامي واقعي، فروپاشي اقتصادي در پهنه جهان به بار آورده و صدها هزار - شايد هم ميليون ها - بيكار جديد ايجاد خواهد كرد.» قابل ذکر است اين تحليلگر صهيونيست آبان سال گذشته نيز در پي ياوه گويي هاي مشابه مقامات صهيونيست، آنها را به باد تمسخر گرفته و نوشته بود: «همه اين صحنه مدرسه را به ياد دارند که پسر كوچكي با بزرگتر از خودش دعوا مي كرد. رو به سر رفيقش داد مي زد منو بگير، قبل از آن كه كاري دستش بدهم! از قرار معلوم دولت اسرائيل هم در چنين راهي افتاده است. يك ضرب المثل آلماني مي گويد انقلابي كه پيشاپيش خبرش را بدهند، سر نخواهد گرفت. در مورد جنگ هم چنين است. داگان رئيس پيشين موساد چنين ايده اي را ابلهانه ترين ايده ناميده است. همه شواهد ناظر بر اين است كه تمام اين جار و جنجال ها دوز و كلك است. اين يك شگرد كهنه است.» اين تحليل آونري آن قدر تلخ بود كه باراك مجبور شد واكنش نشان داده و بگويد: «هنگامي كه مي شنويم يك روزنامه نگار ارشد به ملت مي گويد اگر جنگي با ايران درگير شود احتمال دارد يك صد هزار نفر كشته شوند و يا يك روزنامه مهم و پر تيراژ ادعا مي كند احتمال دارد اسرائيل نابود شود و يا يك عضو مهم "كنست" مي گويد در صورت جنگ با ايران، آنقدر افراد كشته خواهند شد كه محلي براي دفن آنها وجود نخواهد داشت بايد بپرسيد اين ها درباره چه سخن مي گويند و چرا بذر وحشت را مي كارند. كسي كه مي انديشد من و نخست وزير اسرائيل نشسته ايم و برنامه حمله به ايران را مطرح كرده ايم، هذيان مي گويد.»                    

5-      پژوهشكده مركز امنيت آمريكاي جديد با تاكيد بر تضعيف قدرت واشنگتن خاطرنشان كرد: علاقه آمريكا براي مهار ايران هسته اي همچنان ضروري و فوري است اما آمريكا در فضاي جديد نمي تواند از طريق رويكرد مهار ايران به طور موثري به مسئله ايران بپردازد.  تا آينده اي قابل پيش بيني، رژيم هاي عربي تهديد عليه بقاي خود را نه از جانب ايران بلكه از جانب ناكامي هاي سياسي و اقتصادي خود خواهند ديد، هرچند احتمالا انگشت اتهام را به سوي ايران نشانه خواهند گرفت. اين رژيم ها به شدت متوجه خطرات اتخاذ سياست خارجي مغاير با خواست مردم خواهند بود.تنظيم درست سياست آمريكا در قبال ايران به معناي تنظيم سياست در قبال منطقه است. آمريكا بايد خود را با جوامع قدرت يافته عربي همنوا و اتحادهاي كليدي در منطقه را حفظ كند و به ايران اجازه بهره برداري از تغيير فضا را ندهد. تلاش براي قطبي كردن دوباره فضا در برابر ايران تنها موجب مخدوش شدن منافع آمريكا مي شود. هنگامي كه دستور كار سياسي در منطقه به شكل يك نبرد دو قطبي كه در آن ايران تنها جايگزين وضع موجود مورد حمايت آمريكا و اسرائيل است قوام داده شود، ايران در اين شرايط تقويت مي شود.   

6-       مدیر شبکه "آی سی سی" با اعتراف به ایران‌ستیزی کشورهای غربی، درباره روابط سیاسی ایران و آمریکا گفت: «ایران سابقه مدیریت جهانی را دارد و در مقابل همین سابقه وزین تاریخی، آمریکا و غرب به ایران به عنوان رقیب در مدیریت جهانی می‌نگرند. این نکته قابل انکار نیست که کشورهای غربی می خواهند مستعمره داشته باشند و هیچ شکی هم در آن نیست، در مقابل باید ما هوای خودمان را داشته باشیم.»وی به صحیح بودن سیاست خارجی مستقل جمهوری اسلامی ایران اعتراف کرد و ادامه داد: «کشورهای غربی در راستای داشتن مستعمره، در کشور لیبی قذافی را از قدرت به زیر کشیدند و الان میان اروپا و آمریکا دعوا بر سر این است که چه کسی پول نفت لیبی را بخورد. به هر حال به نظر بنده سیاست های کلی کشور ما در مقابل کشورهای استعمارگر، خوب و مثبت است وما باید هوای کلاه خودمان را داشته باشیم.»